تبليغاتX
شوخی با احمدی نژاد
لطفاً جنبه داشته باشید و از توهین و فحاشی دست بردارید ... یکی اون نظاره گر گفتار و کردار ماست !
لینکدونی
جستجو
ads

چیزی به قطعنامه دوم نمانده است

سه چهار روز بیشتر به پایان مهلت قطعنامه باقی نمانده باشد. دیروز آمریکا دارایی سه شرکت ایرانی را بلوکه کرد و ژاپن هم دارائی 10 شرکت و 12 مقام ایرانی را بلوکه کرد. سوئیس هم که به مدت 24 ساعت رفیق شخصی لاریجانی شده بود، به تحریم کنندگان پیوست. رایس گفت که همزمان با اجرای طرح بغداد و کاهش هشتاد درصدی انفجارهای این کشور به بغداد سفر کرده است « نگرانی های مان را در مورد فعالیت های ایران در عراق به تهران منتقل کردیم.» رایس گفت: « هنوز تصمیمی برای صدور قطعنامه تازه علیه ایران نگرفته ایم.» بانوی کج سلیقه آمریکایی که من حدس می زنم چشمش دنبال منوچهر است، برای بار هزارم اعلام کرد که حاضر است با متکی مذاکره کند. اما بطور همزمان هم متکی و هم مقتدی صدر گم شده اند و چند روز است که به منزل مراجعت نکردند. ظاهرا قضیه مقتدی صدر جدی است و آمریکایی ها می خواهند طرف را بگیرند. من که تقریبا مطمئنم که گرفتار یک قطعنامه شدید دیگر می شود. هستیم و می بینیم.

تو سفر کردی به کاراکاس...


تعجب می کنند، فکر کنید مثلا احمدی نژاد می خواهد یک سفر برود به کاراکاس، اولا که باید 150 نفر با خودش ببرد که دوستان و بستگان کاراکاس نرفته از دنیا نروند، ثانیا 150 نفر باید برای خودشان عینک دویست دلاری و برای خانواده شان سوغاتی بخرند. برای رفتن به سفر هم باید دو تا قرارداد الکی چند میلیون دلاری ببندند، وگرنه هیچ گاگولی حاضر نمی شود کنار این ستارگان جذاب آسمان آبی وطن مجانی بایستد. شوخی شوخی هر سفر احمدی نژاد به هر کشوری چندده میلیون دلار هزینه مستقیم دارد. طبیعی است که فکر می کنند که هر کسی به سفر می رود، همین خرج ها را می کند. بیخود نیست که گیر داده اند به خاتمی که خرج سفرهای خارجی را از کجا می آورد؟ روابط عمومی موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگها و تمدنها گفت: « هزینه سفرهای آقای خاتمی از سوی دعوت کنندگان تامین می شود و هیچ منبع داخلی در تامین هزینه ها نقشی ندارد.»

فاطی فاطی فاطی فاطی، از دستت شده قروقاطی
این الهام هم از دست این فاطمه اره حسابی قاطی کرده است. بگو مجبوری اشعار سخت بخوانی که قاطی کنی و یادت برود؟ همان « چرخ چرخ عباسی، خدا منو نندازی» و « چشم چشم دو ابرو» را که بلد بودی می خواندی که نه سیخ بسوزد، نه کباب و نه گوجه فرنگی. آقای غلامحسین خان الهام، عرق ایرانی اش گل کرده و به جای « چو ایران نباشد تن من مباد» خوانده است « چو ایران نباشد سر من مباد.» متن کامل شعری که الهام با کمک فردوسی گفته است، چنین است:
چو ایران نباشد سر من مباد
سر من نباشد تن من مباد
سر من نباشد ته من کجاست؟
سروته فدای تمام شماست
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
به از آن که همسر به دشمن دهیم
دریغ است ایران که وارون شود
کنام پلنگان داغون شود
چنین است رسم سرای کلفت
گهی هم سخنگوی او شعر گفت

ای خسرو خوبان نظری سوی گدا کن
مژده مژده! بالاخره یکی پیدا شد و از دولت احمدی نژاد دفاع کرد. روح الله حسینیان، معروف به «خسرو خوبان» از سیاست های دولت احمدی نژاد دفاع کرد. احمدی نژاد هم در حالی که دستش را زیر گوشش گذاشته بود و داشت چهچه می زد، خواند
ای خسرو خوبان، نظری سوی گدا کن، حبیب من!
رحمی به من دل شده بی سروپا کن، حبیب من!

 

محمود پشه، رفته به جنگ حبشه

من می دانم که ایشان وقت ندارد بخوابد و به طریق اولی وقت نمی کند به حمام برود. اشکالی ندارد. فقط یک پیشنهاد می کنم، موهای ایشان را قبل از سفر با نمره دو کوتاه کنند، بعد در یک اتاق وی را لخت کنند و به ایشان د.د.ت. بزنند، بعد که ضدعفونی شد، بفرستندش وسط جمعیت. اینطوری دیگر بیماری هایی مثل وبا و سالک و طاعون سرایت نمی کند. همین یک مشکل را نداشتیم که بعد از پنجاه سال، همزمان با کشف داروی ایدز، چشممان به جمال شپش روشن شده است. اعلام شد که 107 هزار دانش آموز در 8 استان کشور به شپش آلوده شده اند. حالا وسط این همه پیشرفت علمی باید سر بچه های معصوم مملکت را بجوریم که پدر و مادرشان در بازدید مردمی از رئیس جمهور شپش گرفته اند. دفتر ریاست جمهوری اعلام کرد که « مهم ترین دستاورد دولت نهم، خدمت رسانی به مناطق محروم است.» ظاهرا رئیس جمهور در بازدید از مناطق محروم که هر چه داشتند، شپش نداشتند، به شپش رسانی هم پرداخته است. آگاهان پیش بینی می کنند فردا در جاده تهران کرج میزان تصادفات هشت برابر می شود و احتمالا انواع آفات نباتی به جان باغات کرج می افتد. قرار است احمدی نژاد فردا در راس هیاتی به شهرستان کرج سفر کند و از موسسه اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج بازدید کند. ظاهرا دیروز در هیات دولت رئیس جمهور طرحی را که یک سال قبل با قدرت تمام تصویب کرده بود که به موجب آن سازمان مدیریت قرار بود در استانداریها ادغام شود، با قدرت تمام پس گرفت. لایحه بودجه هم که بعد از دو روز بحث در هیات دولت تهیه شده بود، تا به حال 60 تغییر از طرف خود دولت کرده و نمایندگان مجلس هم بیش از سه هزار اصلاحیه برای آن دارند. به نظر می رسد احتمالا لایحه بودجه را خواهر زاده نوجوان احمدی نژاد در وقت تفریح بین کلاس ریاضی و ورزش نوشته و هنوز جز نمایندگان مجلس کسی آن را نخوانده است.

 اوضاع زاهدان در دو روز گذشته با وقوع دو انفجار در وضع خطرناک بود. البته گفته شد که بمب گذاری های پریشب زاهدان تلفات نداشت. نیروهای انتظامی ظاهرا هر کسی که در اطراف محل واقعه موجود بودند، به عنوان مظنون دستگیر کردند، به عبارتی 65 نفر مظنون دستگیر شدند که برخی از آنها اعتراف کردند که تروریست نیستند.  قرار است از بین مظنونین تعدادی به اختیار خودشان اعتراف کنند که اعدام شوند و بقیه هم آزاد می شوند که بعدا اگر نزدیک مرکز نیروی انتظامی راه می رفتند دوباره دستگیر شوند. نکته مهم اینکه دادگاه علنی متهمان( که معلوم نیست با توجه به اینکه فقط یک متهم دستگیر شده، چرا همین یک متهم جمع بسته می شود.) هشت ساعت بعد از وقوع حادثه، یعنی دیروز برگزار شد. شورای امنیت سازمان ملل حمله تروریستی در زاهدان را محکوم کرد. نماینده زاهدان هم یک طرح ابتکاری به مغزش رسید که به نظر می رسد بخاطر همین طرح باید نوبل صلح را به ایشان بدهند و اگر این طرح اجرا شود، من فکر می کنم، مشکل عراق بزودی حل می شود، اما زاهدان در عرض یک هفته تبدیل به بغداد می شود. این نابغه جدید الظهور گفته است: « آقایان مسوول! اگر نمی توانید امنیت را برقرار کنید، مردم را مسلح کنید.» فرماندار زاهدان هم به کشف بزرگی نائل شد و گفت: « آمریکا در انفجار زاهدان دست داشته است، چون سلاح های کشف شده ساخته آمریکا و انگلیس است.» وی توضیح نداد که این سلاح ها ساخت آمریکاست یا انگلیس یا دنیای غرب یا خارج. چون مسوولان مملکت باید بفهمند که باید کدام یکی از اینها را از بین ببرند.


نوشته شده توسط الناز و دوستان در

لينك مطلب

"بيشتر آمريکايي‌ها براين باورند که "جرج بوش" در طرح و برنامه هايش به واقعيت ها توجه ندارد بلکه به جاي آن از اعتقادات مذهبي خود پيروي مي کند و تصور مي نمايد که تاريخ درستي راه او را ثابت خواهد کرد .
او به باورهاي مبلغ مذهبي اسکاتلندي اش «اسوالد چامبرز» ايمان دارد که استدلال مي‌کند اگر طرح‌هاي وي شکست خورده اند فقط به اين معناست که خداوند، او را مي آزمايد و بنابر اين راهبردها را نبايد تغيير داد .
بوش پيش از اين درباره مذاکره با کشورهاي متخاصم و از جمله ايران گفته بود: خدا با شيطان مذاکره نمي‌کند."

اين ، بخشي از تحليل يک مفسر سياسي آمريکايي به نام "جان باسيل يوتلي" است. او در ادامه مقاله اش که در سايت شخصي اش منتشر کرده است ، مي افزايد:

توني بلر فقط يک و نيم ماه ديگر نخست وزير انگليس است وبوش ممکن است قبل از پايان نخست وزيري هم پيمانش در لندن ، به ايران حمله کند و در يک جنگ چند هفته‌اي تاسيسات هسته‌اي و صنايع نظامي ايران را منهدم کند.

اين حمله احتمالي پيامدهايي خواهد داشت که در 12 مورد مهم مي توان آنها را جمع بندي کرد:

1- ايران داراي تجهيزات ضد هوايي بسيار پيشرفته روسي و همچنين موشک‌هاي ضد کشتي است که از اوکراين و چين خريداري کرده واين علاوه بر موشک هايي است که خود توليد کرده است.

همچنين خود نيز موشک‌هاي ديگري را توليد کرده است. مين‌هاي ضد کشتي را هم مي تواند به خوبي درآب‌ها مستقر کند و بنابر اين ، ايران قادر خواهد بود تنگه هرمز را ببندد.

حتي ممکن است ايران ، علاوه بر هدف گرفتن کشتي‌هاي جنگي آمريکا، کشتي‌هاي ديگر را نيز غرق کند و با افزايش قيمت ها نگراني‌هاي بزرگي براي آمريکا و تمام جهان ايجاد نمايد.



2- پس از آن جنگ از کنترل خارج مي شود وآمريکا علاوه بر تلاش جهت انهدام تاسيسات اتمي ، نظامي و ضد هوايي به انهدام تاسيسات و امکانات مربوط به ارسال کالا و نفت نيز دست مي زند.

اين امر مي تواند طرحي از سوي دوستان بوش و ديک چني در شرکت هاي نفتي نفت تگزاس جهت افزايش قيمت نفت تا بالاترين حد ممکن باشد.

اما خطر بزرگتر آن است که ايران مقابله به مثل کند و به تاسيسات نفتي کويت، عربستان سعودي و کشورهاي حاشيه خليج فارس حمله ور شود. هرچند واشنگتن اعلام کرده که با موشک‌هاي پاتريوت از متحدان خود دفاع خواد کرد ولي هيچ تضميني وجود ندارد.

3- اگر جريان نفت به سرعت عادي نشود، رونق اقتصادي همه جهان به خطر مي افتد. اين بحران ،همانند يک شوک شديد کسري منابع مالي آمريکا را در پي خواهد داشت .

4- آمريکايي ها در همه جاي جهان با تهديد شبه نظاميان ايران و ساير مسلمانان مواجه خواهند شد و بدين وسيله ما دشمنان بيشتري را يراي خود درست مي کنيم.

5- حمله آمريکا به ايران ،باعث تنفر بيشتر مسلمانان از ايالات متحده خواهد شد.
زبيگنيو برژينسکي مشاور سابق امنيت ملي آمريکا به کنگره گفته است که جنگ عراق يک فاجعه بود و حمله به ايران منجر به درگيري با جهان اسلام در مقياس وسيع مي شود.

6- اين جنگ افزايش قدرت روسيه در برابر اروپا را در پي خواهد داشت و وابستگي اروپا به نفت روسيه را تشديد خواهد کرد.اين امرمتحدان ما را در تنگناي شديدي قرار خواهد داد به ويژه انکه به ياد بياوريم بيشتراروپايي ها آمريکا را بزرگترين تهديد براي صلح جهان مي دانند.

7- اثرات سلاح‌هايي که روسيه و چين به ايران فروخته‌اند براي امريکا ناشناختنه مانده است و اين يک ريسک بزرگ است که با سلاح هايي مواجه شويم که درباره قدرت واقعي انها چيزي نمي دانيم . ممکن است دامنه تخريب ها و تلفات بيش از انتظار ما باشد.

8- ممکن است بوش با قرار دادن يک ناو هواپيما بر در تنگه هرمز و در معرض موشک هاي ايران ، ايران را تحريک کند که به ان حمله کند تا به واسطه اين حمله ، حمايت افکار عمومي را جلب کند . البته ما نمي دانيم چنين سناريويي در ذهن بوش هست يا خير ولي مي دانيم که بوش و همکارانش نادان هستند.

9- نيروهاي آمريکايي در عراق در برابر ايران بسيار آسيب‌پذير خواهند بود. به ياد بياوريد موشک هاي ضد تانک ايراني را که حزب الله با انها دهها تانک اسرائيلي را منهدم کرد. همچنين حملات موشکي ايران به منطقه سبز در بغداد يا دوحه مي‌تواندسربازان پرشماري از ارتش آمريکا را به کام مرگ بکشند.

10- اين جنگ نفوذ بنيادگرايان مسيحي را در واشنگتن کاهش خواهد داد زيرا آنها مشوق تداوم جنگ هاي خاورميانه اي هستند. در جريان اين جنگ مردم آمريکابه دولتمردان خود که ادعا مي‌کنند با خدا رابطه مستقيم دارند بي‌اعتماد مي شوند.
حمله امريکا به ايران ،تير خلاصي خواهد بود بر بنيادگرايان مسيحي.


11- فجايع اين جنگ همچنين باعث خواهد شد از قدرت لابي اسرائيل (آيپک) کاسته شود .اين را مي توان از نوشته هاي تحليلگران روزنامه‌هاي مهم يهود دريافت.

12- در نهايت، حمله به ايران آخرين ميخ را برتابوت "جمهوري خواهان "براي مدت يک نسل خواهد کوبيد. اين حزب اکنون " ترک خورده" است.

منبع : عصر ايران


نوشته شده توسط الناز و دوستان در

لينك مطلب

ایران اول نیست، دوم است
واقعا چه افتخاری بالاتر از اینکه ما در مقام اول تصادفات جهانی نیستیم و احتمالا ممکن است دوم باشیم. رحمتی، وزيرراه و ترابرى گفت: « با وجود آمار بالايى كه در كشور از نظر تلفات جاده اى وجود دارد، نمى توان گفت كه ايران از اين حيث در مقام اول جهان قرار دارد.» آگاهان پرسیدند: چرا؟ وزیر مذکور گفت: « اين آمارها صحيح است، اما وقتى در مقام مقايسه با آمارهاى جهانى قرار مى گيرد، در آن صورت نمى توان نتيجه گيرى صحيحى انجام داد.» آگاهان از مردم خواستند به جملات آقای وزیر دقت کنند و ببینند که آیا چیزی در این جمله ها وجود دارد، یا همان است که ما فکر می کنیم.

منوچهر متکی از وزارت امور خارجه فعلا مثل موبایل های وطنی در دسترس نیست و خوشبختانه صدا و تصویرش قطع شده است. احمدی نژاد، رئیس جمهور و مسوول تولید بحران در سیاست خارجی، اگرچه تصویرش قابل دریافت است، اما به دلیل آلودگی هوا خوشبختانه صدایش قطع شده است. علی لاریجانی نیز از مونیخ خارج شده و در حالی که با قطار به سوی فرانکفورت می رفت، وسط راه یک توقف کوتاهی در عربستان سعودی کرد. ظاهرا بعد از خروج لاریجانی و پوتین از عربستان قرار است رایس به این کشور برود. سه روز قبل حسینی سخنگوی یکی از وزرای خارجه ایران اعلام کرد که « موضوع تعلیق قابل بررسی است.» دو روز قبل، همین سخنگو اعلام کرد « موضوع تعلیق تحت هیچ شرایطی پذیرفتنی نیست.» دیروز دکتر ولایتی، مشاور رهبری و یکی دیگر از وزرای خارجه ایران اعلام کرد: « تعلیق تابوی ما نیست.» از طرف دیگر، علاء الدین بروجردی نماینده مجلس و یکی دیگر از وزرای خارجه ایران، اعلام کرد که « ایران باید از آمریکا شکایت کند.» هاشمی رفسنجانی، رئیس شورای تشخیص و وزیر امور خارجه اصلی ایران اعلام کرد: « آمریکا حسن نیت نشان دهد، موانع مذاکره رفع می شود.» ساعاتی قبل بوش نیز در حالی که به نظر می رسید حالش کمی بهتر شده، گفت: « به شرط تعلیق غنی سازی، ایران مذاکره کند.» بوش ادامه داد: « ایرانی ها مردمی متمدن هستند، اما آنچه دولت ایران انجام می دهد، آنها را منزوی خواهد کرد.» جنتی، امام جمعه موقت و وزیر خارجه ایران در روزهای بارانی و تعطیل، درخشان ترین ابعاد دانش و تعقل خود را به منصه ظهور رسانده و گفت: « محاصره کشور به نفع ما شد، چون آمریکا در تیررس ایران قرار گرفت.» آگاهان فقط بروبر به جنتی نگاه کردند. فعلا به نظر می رسد که موضوع جنگ دارد از اتاق های نظامیان به سالن های کنفرانس و اتاق های مذاکره منتقل می شود. آگاهان از کلیه حضار، اعم از پوزیسیون و اپوزیسیون، درخواست کردند که فعلا از دادن هرگونه شعار خودداری کنند، صف را به هم نزنند، پرچم ها را آتش نزنند، از هر نوع غنی سازی حتی با درصد پائین خودداری کنند، از هر گونه تغییر نقشه یا پاک کردن نقشه جهان منصرف شوند و بگذارند مثلث هاشمی، ولایتی و لاریجانی اوضاع را پیش ببرند.

مثلث هول
فعلا مثلث هول ( هاشمی، ولایتی، لاریجانی) هر کدام یک دستمال و یک ماله و یک جارو دست شان گرفته اند و دارند آثار فعالیت های بودار احمدی نژاد را تمیز می کنند، ولایتی نیز به دنبال لاریجانی که مساله هولوکاست را در مونیخ لایی در کرده بود، دیروز گفت: « نسل کشی یهودیان را به عنوان واقعیت تاریخی می پذیریم.» سخنگوی کاخ سفید هم گفت: « اگر ایران در مسیر دستیابی به انرژی غیرنظامی هسته ای حرکت کند، ما پیشنهادات بسیار سخاوتمندانه ای به آنها ارایه می کنیم.» ولایتی هم در حالی که بین انتخاب مورد مناسب خودش و همسایه در تردید بود، گفت: « پیشبرد همزمان تکنولوژی هسته ای و مذاکرات، سیاست ماست.» هاشمی رفسنجانی نیز مطابق معمول از جملاتی که فاعل و فعل و قید و صفت دارد، اما مفعول آن مشخص نیست، استفاده کرد و در حالی که لبخند می زد، از زیر میز یک لگد به ساق پای احمدی نژاد کوبید و گفت: « اگر کارهایی کنیم که طرف مقابل بتواند علیه ما اجماع درست کند، اشتباه کرده ایم.» اما، آقای ایشبیلیوس، مشاور احمدی نژاد که هنوز از وقتی از مینی بوس پیاده شده وقت نکرده صورتش را بشوید، گفت: « رویکرد دولت در سیاست خارجی کاملا عقلانی است.» آگاهان پرسیدند: رویکرد یعنی چه؟ مشاور رئیس جمهور گفت: « چه مه نم»، آگاهان مجددا پرسیدند: عقلانی یعنی چه؟ مشاور رئیس جمهور گفت: « نه مه نم»

کیش، آچمز، مات!
توپ در زمین ایران است. اگر تا فرصت شش روزه ای که تا دوم اسفند باقی مانده است، ایران تعلیق را اجرا کند یا با آمریکا توافق کند، احتمال وقوع جنگ کاهش خواهد یافت، اما اگر در این شش روز این اتفاق نیفتد، بعید می دانم که قطعنامه بعدی شرایط را بسیار دشوارتر نکند. فعلا که بوش روزی شش بار احتمال جنگ را تکذیب می کند، تا جایی که دیروز جمله بوش تیتر اول کیهان شد: « شایعه حمله به ایران ساخته مخالفان من است.» فرانسه هم گفت: « آمریکا در حال طراحی جنگ با ایران نیست.» اما به نظر من شرایط همان است که آقای شیرزاد گفته است که « در صفحه شطرنج سیاسی به گوشه ای رانده شده ایم که امکان مات کردنمان فراهم شده است.»

( آخ جوون ... ایران ... مرسی احمدی نژاد همینجوری هی بر ضد ما حرف بزن تا خودم بیام تهران یقتو بگیرم ... وای بوی نفت داره میاد .... بوی پول ... من دارم میام .... قبلی ها بهتر از تو صحبت میکردن من نمی تونستم مردم آمریکا را راضی به حمله به ایران کنم ... ایندفعه این فرصتو از دست نمی دم جون داداش .... - سال ۲۰۰۷ از ۵ سال ژیش سال ایران بود که رسید ... )

احمدی نژاد به مجلس می رود؟
اگر موضوع را جدی نگیریم، فردا بد جوری چوبش را می خوریم. احمدی نژاد دچار افت شدید محبوبیت شده است و مساله اینجاست که شعارهای پوپولیستی او با مصالح کشور در تضاد قرار گرفته و طبیعتا اگر مصالح کشور پیش برود، این یارو همین ده درصد طرفدار را هم از دست می دهد. از طرفی مجلس نشان داد که حداقل 40 درصد نمایندگان به وزیر مورد قبول احمدی نژاد رای نمی دهند و اگر همین طور پیش برود، احمدی نژاد تا یک ماه دیگر نمی تواند از زیر سووال مجلس سالم بیرون بیاید. ابراهیم امینی گفت: « رای الهام، نشانه جایگاه احمدی نژاد در مجلس است.» از طرف دیگر اعلمی هم گفت: « اکثریت نمایندگان، مشتاق احضار احمدی نژاد به مجلس هستند.» در حوزه قدرت عمومی و تعادل قوای نظام هم، فعلا رئیس جمهور دست و پایش بسته است. در سیاست خارجی هم جمهوری اسلامی مجبور است کارهایی بکند که برخلاف شعارهای جهانی احمدی نژاد است. به نظر من مجلس و نیروهایی مانند دانشجویانی که احتمالا هنوز وجود دارند، نباید بگذارند زمان بگذرد و همه فرصت ها از دست برود.

کره شمالی بله را گفت
اگر گفتید فرق کره شمالی با ایران چیست؟ پاسخ این است: کره شمالی چون فقیر است و هیچ انرژی و ثروتی ندارد، بمب اتمی ساخته است و حاضر است تکنولوژی هسته ای خودش را بدهد و به جای آن انرژی بگیرد. ایران درست برعکس عمل می کند، یعنی همه انرژی ها را به قیمت ارزان و به میزان کافی دارد، و حاضر است همه این انرژی ها را بدهد و به جایش تکنولوژی هسته ای بگیرد. در همین راستا، بالاخره کیم جونگ ایل، تنها مرد کره ای که حق استفاده از عینک آفتابی و کاپشن سفید را دارد، بله را به خانم رایس گفت. کره شمالی دیروز با آمریکا توافق کرد. من قول می دهم که در همین چند ماه آینده همه کشورهایی که با آمریکا مشکل دارند، زیر سایه ترس جنگ ایران و آمریکا، مشکل شان را با آمریکا حل می کنند و یک باره می بینی شوخی شوخی کره شمالی و سوریه و فلسطین و حزب الله و مقتدی صدر با آمریکا کنار آمدند و به ایران حمله کردند.

آمریکا حمله نمی کند
آمریکا دارد جهت پرونده حمله به ایران را عوض می کند، اسنادی منتشر شده که در انفجارها و حملات تروریست ها اسلحه ایرانی استفاده شده است. احمدی نژاد هم با ای بی سی مصاحبه کرد و ضمن اینکه مثل گربه ماست ریخته لحن حرف زدنش عوض شده بود، بدون اینکه متوجه باشد که چه حرفی می زند، گفت: « اگر اسلحه ایرانی در عراق پیدا شده، اسلحه آمریکایی و توپ و تانک و هلیکوپتر آمریکایی هم در عراق فراوان است.» ظاهرا احمدی نژاد متوجه نیست که قضیه جدی است و در این پنج سال گذشته یک حکومت طالبان در سمت راست ایران و یک حکومت صدام در سمت چپ ایران واقعا سقوط کرده است و هر دو تا حکومت هم تا لحظه حمله اصلا حمله آمریکا را جدی نمی گرفتند. احمدی نژاد گفت: « احتمال حمله آمریکا به ایران بسیار کم است.» احمدی نژاد یک ماه قبل گفته بود: تا دهه فجر به قله های اتمی می رسیم. همین احمدی نژاد دو ماه قبل گفته بود: قیمت گوجه فرنگی سه هزارتومان نیست و 1200 تومان است و همین احمدی نژاد گفته بود که نرخ تورم امسال به 12 درصد رسیده و به زودی یک رقمی می شود. من فکر می کنم داش محمود ما یک مشکل خیلی مشحص دارد، این داداش ما توانایی درک واقعیت را ندارد، همین. ماجرا به همین سادگی و به همین حماقت است. بولتون، نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل گفت: « مذاکره با ایران بی فایده است، زمان به نفع ما نیست و حمله به ایران بهتر از ایران اتمی است.»

فقط چهار درصد، تو رو خدا
دیروز لاریجانی با خواهش و تمنا گفت:« ما می توانیم سانتریفیوژهایی را به کار بیندازیم که فقط اورانیوم را تا حد اندکی مثلا چهار درصد غنی کنند...» البرادعی گفت: عمرا، حتی یک درصد هم نمی شه.
لاریجانی گفت: تو رو خدا بگذارید سه درصد غنی کنیم، قول می دیم محبت شما رو جبران می کنیم. اروپایی ها گفتند: اصلا، امکان نداره، هیچی، و اتحادیه اروپا هم ایجاد محدودیت ها و تحریم مالی را تصویب کرد.
علی لاریجانی گفت: جان مادر این خانم مرکل بگذارید ما فقط ده تا سانتریفیوژ خیلی کوچولو راه بیندازیم که فقط ده گرم اورانیوم را دو درصد تصویب کند، بخدا گرفتاریم، این رئیس جمهور ما اگر این مواد بهش نرسه می میره، قول می دیم بعدا بخوابونیمش بیمارستان و ترکش بدیم. آمریکایی ها گفتند: به هیچ وجه، اصلا نمی شه، حتی نیم درصد.

لاریجانی گفت: این تن بمیره، بگذارید فقط یک درصد غنی کنیم، قول می دم بعدا همه اش رو بریزیم دور، فقط بگذارید جلوی سر و همسر آبرومون نره، بخدا منم زن و بچه دارم، آخه مگه یک درصد چی می شه؟
به نظر شما دنیا حق ندارد به ما شک کند که چه اصراری داریم که حتما باید این چهار تا سانتریفیوژ را راه بیندازیم؟

کشور لاریجانی، کشور احمدی نژاد
وقتی خود ما به عنوان ایرانی نمی دانیم که ایران را چه کسی اداره می کند و وقتی سی سال است نمی دانیم باید در این کشور بمانیم یا از این کشور برویم، و وقتی چند تا مجلس و چند تا قوه قضائیه داریم و وقتی هر گروه و جناحی برای خودش یک وزیر خارجه دارد، انتظار داریم بقیه در مورد ایران چه فکری بکنند؟ جوزف لیبرمن سناتور دموکرات حقیقت جمهوری اسلامی را کشف کرد و گفت: « انگار لاریجانی و احمدی نژاد از دو کشور هستند.» مک کین، سناتور جمهوریخواه گفت: « کلمات لاریجانی قشنگ هستند، اما...»

 هولوکاست تاریخدانان
یکی از مجریان بامزه تلویزیون در کمال صداقت و در حالی که داشت از خانه بیرون می رفت تا با مرد همسایه گفتگوی تمدنها کند، در توضیح به مردم گفت: « با درایت دولت الحمدالله مشکل مسکن حل شد.» این مجری تلویزیون هم مثل احمدی نژاد اعلام کرد که هرکسی که می خواهد خانه بخرد به میدان تره بار پشت خانه این مجری تلویزیون مراجعه کند. در همین راستا، مشکل هولوکاست هم توسط علی لاریجانی حل شد. آقای لاریجانی گفت: « موضوع هولوکاست مربوط به تاریخدانان است نه اهل سیاست.» وی توضیح داد که اصولا وزارت امورخارجه ایران چون یکی از وظایفش حل مشکلات تاریخی است، به همین دلیل کنفرانس هولوکاست توسط این وزارتخانه برگزار شده و اصولا رئیس جمهور ایران چون یک شخصیت تاریخی است، به همین دلیل مساله هولوکاست را مطرح کرده است.

آقا! برین ولی تون رو بیارین
آقا! گاهی اوقات آدم حقایقی را که هیچ کس تاکنون متوجه آن نشده از آدمهایی می شنود که اصلا باورش نمی شود. من این همه روی مشکلات منطقه فکر کردم، این که چرا در افغانستان مواد مخدر و بی سوادی بیداد می کند؟ این که چرا در پاکستان عقب ماندگی و فقر و فساد باعث شده است که یک جامعه دائما در بحران باشد؟ و دهها سووال دیگر در مورد عراق و ترکیه و جمهوری آذربایجان و دیگر کشورها. خیلی دلم می خواست کسی پیدا می شد و علت این مشکلات را توضیح می داد. و بالاخره آقای ناطق نوری که مدتهاست تبدیل به صامت نوری شده است، گفت: « مشکل کشورهای منطقه این است که ولایت فقیه ندارند.» آگاهان بعد از نیم ساعت دست زدن و تشویق این ناطق عزیز، چهار مشکل دیگر کشورهای منطقه را هم برشمردند:
اول: کشورهای منطقه رئیس جمهوری مانند احمدی نژاد ندارند.
دوم: کشورهای منطقه قاضی هایی مثل مرتضوی ندارند.
سوم: کشورهای منطقه ائمه جمعه ای مثل حسنی ندارند.
چهارم: کشورهای منطقه مجلس شان بوسیله باهنر و حداد عادل اداره نمی شود.

موطلائی در مونیخ

حسینی، سخنگوی وزارت امور خارجه که پریروز اعلام کرده بود که تعلیق قابل بررسی است، ظاهرا در ساعات آخر پریشب با یک شیئی سخت تصادف کرد و پس از اینکه دیروز صبح به هوش آمد، اعلام کرد که « موضوع تعلیق تحت هیچ شرایطی پذیرفتنی نیست.» فعلا علی لاریجانی یک امامزاده جدید در سوئیس پیدا کرده و دارد به آنجا متوسل می شود. احتمالا پس از تئوری های نگاه به شرق، نگاه به دنیای اسلام، نگاه به هند، نگاه به آمریکای لاتین و نگاه به مسکو، فعلا یک هفته ای هم تئوری نگاه به سوئیس در پیش گرفته می شود. نکته این که لاریجانی گفته است: « سوئیس هیچ پیشنهاد جدیدی به ما ارائه نکرده است.» فعلا موطلائی شهر ما رفته میهمانی جنتلمن های اروپایی هایی که « موطلایی ها را ترجیح می دهند» و منتظر است تا یکی پیدا بشود و از او خواستگاری کند. تا یک هفته دیگر فرصت قطعنامه تمام می شود و بازهم علی می ماند و حوض خالی و نطنز بی گلابی و ناو آیزنهاور. من که زبانم مو درآورد، بابا! ملت عزیز! برادران! خواهران! قضیه جنگ جدی تر از آن است که فکر می کنید، ما هم فقط یک راه داریم، باید غنی سازی را متوقف کنیم. شتر مرد، حاجی خلاص! هفته بعد، یک قطعنامه مثل برق و باد می خورد توی سرمان و یک قدم دیگر به پرتگاه نزدیک تر می شویم.

هالووین یا والنتاین؟
فکر می کنم تعداد کسانی که در دو روز گذشته در ایران به دلایل سیاسی، مثل ترور، اعدام، درگیری و مواردی از این دست کشته شدند، از چهار سال دوم خاتمی بیشتر بود. امام جمعه میانه با ضرب چاقو کشته شد. سه نفر به عنوان تروریست های بمب گذاری های اهواز اعدام شدند. آدم نمی فهمد مگر چند بمب در اهواز منفجر شده که هفته ای سه چهار نفر را اعدام می کنند؟ چهار مجرم قتل و مسائل ناموسی و جرایم دیگر دیروز اعدام شدند. دو نفر از اشرار مسلح در شرق کرمان کشته شدند. صبح دیروز هم در جریان یک عملیات شبه انتحاری اتوبوس حامل نیروهای سپاه در زاهدان مورد حمله قرار گرفت. در این واقعه 18 نفر کشته شدند و حدود 24 نفر مجروح شدند. مقامات مسوول در زاهدان ساعت هشت صبح اعلام کردند که یک نفر از تروریست ها دستگیر شده، تا ساعت 12 ظهر اعلام کردند که سه نفر دستگیر شده اند و ساعت 2 بعد از ظهر اعلام شد که همه تروریست ها دستگیر شدند. مقامات استان سیستان و بلوچستان گفتند که افراد دستگیر شده که دو روز قبل از پاکستان وارد ایران شده بودند اعتراف کردند که « با حمایت محافل استکباری و غربی ها اقدام به این کار کردند.» قرار بود دیشب فیلم اعترافات دستگیر شده ها پخش شود. ظاهرا تروریست ها برای اینکه جمهوری اسلامی دردسر نداشته باشد، فیلم اعترافات شان را شب قبل از عملیات ضبط کرده بودند و به محض دستگیری آن را تحویل مقامات دادند. جند الله مسوولیت این عملیات را برعهده گرفت و اعلام کرد که هیچ کس در این عملیات دستگیر نشده است. مسوولین هم برای اینکه مردم متوجه شوند که تروریست ها وابسته به چه گروهی بودند، اعلام کردند که این افراد « نه شیعه هستند و نه سنی.» تازه، با این همه خین و خین ریزی و خشونت، دیروز روز والنتاین یا روز عشق و محبت بود، ببینید اگر شب هالووین بود چه خبر می شد.

 


نوشته شده توسط الناز و دوستان در

لينك مطلب

چندي پيش بخشي از فيلم دفاعيات خسرو گلسرخي از شبكه سوم صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شد كه مورد استقبال بينندگان بسياري قرار گرفت.متن كامل اين دفاعيات را از نظر مي گذرانيد ....

خسرو گلسرخي متولد دوم بهمن ماه 1322 شمسي در شهر رشت است. در كودكي پدرش قدير را از دست داد. مادرش شمس الشريعه وحيد، او و برادر دو ساله اش فرهاد را به شهر قم نزد پدربزرگ مادري شان حاج شيخ محمد وحيد برد. وحيد، مرد مبارزي بود كه روزگاري در نهضت جنگل ، در كنار ميرزا كوچك خان جنگيده بود. خسرو توسط وي تعليم ديد و تحت تأثير مبارزات و نظرات وي واقع شد و حتي شعرهايي به نام "جنگلي ها" و "دامون" در اين رابطه گفت و نام فرزندش را نيز "دامون" گذاشت. (دامون به معني پناهگاه، و انبوهي و سياهي جنگل است). در سال 1341، پس از درگذشت پدربزرگش همراه برادرش فرهاد به تهران رفت و در اتاقي كرايه‌اي در محله امين حضور سكني گزيد. او شب ها درس مي‌خواند و روزها كار مي‌كرد.
خسرو در اين سالها، از ادبيات نيز غافل نبود دوران شكوفايي فكري و فعاليت چشمگيرش در مطبوعات را ميتوان در سالهاي 48 تا 52 كه سال دستگيريش توسط ساواك است دانست. اما كار جدي اش را در شعر از سال 45 شروع كرد. گلسرخي در سال 48 با عاطفه گرگين، دوست همرزمش ازدواج كرد و داراي فرزندي به نام "دامون" شد كه اكنون با مادرش عاطفه گرگين در پاريس زندگي مي‌كند. يك هفته بعد از دستگيري خسرو گلسرخي، عاطفه گرگين نيز كه به وسيله يكي از همكارانش از دستگيري خسرو آگاه شده بود دستگير شد و با به زندان افتادن او به ناچار سرپرستي فرزندش به برادرش سپرده شد.

خسرو گلسرخي در 29 بهمن ماه 1352، و عليرغم آن كه به خاطر بودن در زندانِ ساواك هرگز نمي‌توانست در طرح گروگان گيري رضا پهلوي شركت داشته باشد، صرفا به خاطر دفاع از عقايدش در دادگاه نظامي به اعدام محكوم و در ميدان چيت گر تيرباران شد.

*متن دفاعيات

ان‌الحياة عقيده و جهاد. سخنم را با گفته‌اي از مولاحسين شهيد بزرگ خلق‌هاي خاورميانه آغاز مي‌كنم. من كه يك ماركسيست-لنينيست هستم براي نخستين بار عدالت اجتماعي را در مكتب اسلام جستم و آنگاه به سوسياليسم رسيدم. من در اين دادگاه براي جانم چانه نمي‌زنم و حتي براي عمرم،من قطره‌اي ناچيز از عظمت خلق‌هاي مبارز ايران هستم خلقي كه مزدك‌ها و مازيارها و بابك‌ها، يعقوب ليث‌ها ،‌ستارها و حيدر اوغلي‌ها، پسيان‌ها و ميرزا كوچك‌ها، اراني‌ها ،‌ روزبه‌ها و وارطان‌ها داشته است. آري من براي جانم چانه نمي‌زنم چرا كه فرزند خلق مبارز و دلاور هستم. از اسلام سخنم را آغاز كردم اسلام حقيقي در ايران همواره دين خود را به جنبش‌هاي رهايي‌بخش ايران پرداخته است. سيد عبدالله بهبهاني،شيخ محمد خياباني‌ها نمودار صادق اين جنبش‌ها هستند و امروز نيز اسلام حقيقي دين خود را به جنبش‌هاي آزادي‌بخش ملي ايران ادا مي‌كند، هنگامي‌كه ماركس مي‌گويد: ؛در يك جامعه طبقاتي ثروت در سويي انباشته مي‌شود و فقر و گرسنگي و فلاكت در سوئي ديگر در حاليكه مولد ثروت طبقه محروم است ؛ و مولا علي مي‌گويد؛ قصري برپا نمي‌شود مگر آن‌كه هزاران نفر فقير گردند؛ نزديكي‌هاي بسياري وجود دارد چنين است كه مي‌توان در اين تاريخ از مولا علي به عنوان نخستين سوسياليست جهان نام برد و نيز از سلمان پارسي‌ها و اباذر غفاري‌ها.
زندگي مولاحسين نمودار زندگي كنوني ماست كه جان بر كف براي خلق‌هاي محروم ميهن خود در اين دادگاه محاكمه مي‌شويم. او در اقليت بود و يزيد،بارگاه،قشون،حكومت و قدرت داشت. او ايستاد و شهيد شد هر چند يزيد گوشه‌اي از تاريخ را اشغال كرد ولي آن‌چه كه در تداوم تاريخ تكرار شد راه مولا حسين و پايداري او بود،‌نه حكومت يزيد. آن‌چه را خلق‌ها تكرار كردند و مي‌كنند راه مولا حسين است. بدينگونه است كه در يك جامعه ماركسيستي اسلام حقيقي بعنوان يك روبنا قابل توجيه است و ما نيز چنين اسلامي را اسلام حسيني و اسلام علي تاييد مي‌كنيم. اتهام سياسي در ايران نيازمند اسناد و مدارك نيست خود من نمونه صادق اينگونه متهم سياسي در ايران هستم، در فروردين ماه چنان كه در كيفرخواست آمده به اتهام تشكيل يك گروه كمونيستي كه حتي يك كتاب نخوانده‌ است دستگير مي‌شوم. تحت شكنجه قرار مي‌گيرم (يكي از عمال ساواك فرياد مي‌زند:دروغه) و خون ادرار مي‌كنم بعد مرا به زندان ديگري منتقل مي‌كنند آن‌گاه هفت‌ماه بعد دوباره تحت بازجويي قرار مي‌گيرم كه توطئه كرده‌ام. دو سال پيش حرف زدم واينك به عنوان توطئه‌گر در اين دادگاه محاكمه مي‌شوم. اتهام سياسي در ايران اينست كه زندان‌هاي ايران پر است از جوانان و نوجواناني كه به اتهام انديشيدن و فكركردن و كتاب خواندن توقيف و شكنجه و زنداني مي‌شوند. آقاي رئيس دادگاه همين دادگاه‌هاي شما آن‌ها را محكوم به زندان مي‌كند. آنان وقتي كه به زندان مي‌روند و برمي‌گردند ديگر كتاب را كنار مي‌گذارند مسلسل بدست مي‌گيرند. بايد به دنبال علل اساسي گشت معلول‌ها فقط ما را وادار به گلايه مي‌كند چنين است كه آن‌چه ما در اطراف خود مي‌بينيم فقط گلايه است. در ايران آنان را به خاطر داشتن فكر و انديشيدن محاكمه مي‌كنند چنانكه گفتم من از خلق جدا نيستم و نمونه صادق آن هستم اين نوع برخورد با يك جوان كسي كه انديشه مي‌كند يادآور انگيزيسيون و تفتيش عقايد قرون وسطايي است. يك سازمان عريض بوروكراسي تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد كه تنها يك بخش آن فعال است و آن بخش سانسور است كه بنام اداره نگارش خوانده مي‌شود. هر كتابي قبل از انتشار به سانسور سپرده مي‌شود درحاليكه در هيچ كجاي دنيا چنين رسمي نيست و بدينگونه است كه فرهنگ موميايي شده كه خاسته از روابط توليدي بورژوازي كمپرادور در ايران است در جامعه مستقر گرديده است و كتاب و انديشه مترقي و پويا را سانسور شديد خود خفه مي‌كند ولي آيا با تمام اين اعمالي كه صورت مي‌گيرد با تمام اين خفقان مي‌توان جلوي اين انديشه را گرفت؟ آيا در تاريخ شما چنين نموداري داريد؟ خلق قهرمان ويتنام نمودار صادق آن است.پيكار مي‌كند و مي‌جنگد پوزه تمدن آمريكا را بر زمين مي‌مالد. در ايران ما با ترور افكار و عقايد روبرو هستيم،‌ در ايران حتي به زبان‌هاي بالنده خلق‌هاي ما مثل خلق‌هاي بلوچ،‌ ترك و كرد اجازه انتشار به زبان اصل نمي‌دهند، چرا كه واضح است آن‌چه كه بايد به خلق‌هاي ايران تحميل گردد همانا فرهنگ سوغاتي امپرياليسم ، آمريكا كه در دستگاه حاكمه ايران بسته‌بندي ميشود مي‌باشد.توطئه‌هاي امپرياليسم هر روز به گونه‌اي ظاهر مي‌شود اگر شما در زماني كه نيروهاي آزادي‌بخش الجزاير مبارزه مي‌كردند آن زمان را در نظر بگيريد،‌ خلق الجزاير با دشمن خود رودررو بود يعني سرباز،افسر و گشتي‌هاي فرانسوي را مي‌ديد و مي‌دانست دشمن اينست ولي در كشورهايي نظير ايران دشمن مرئي نيست. بل‌كه في‌المثل در لباس احمد آقاي آژدان دشمن را فرو مي‌كنند كه خلق نداند دشمنش كيست در اينجا آقاي دادستان اشاره‌اي به رفرم اصلاحات ارضي كردند و دهقان‌ها و خان‌ها كه ما مي‌خواهيم بياييم و بجاي دهقان‌ها بار ديگر خان‌ها را بگذاريم اين يك اصل بديهي و بسيار ساده تكامل اجتماعي است كه هيچ نظامي قابل برگشت نيست يعني هنگامي‌كه برده داري تمام مي‌شود ،‌ هنگامي‌كه فئوداليسم به سر مي‌رسد،نظام بورژوازي درمي‌رسد، اصلاحات ارضي در ايران تنها كاري كه كرده راه‌گشايي براي مصرفي كردن جامعه و آب‌كردن اضافه توليد بنجل امپرياليسم است. در گذشته اگر دهقان تنها با خان طرف بود، حالا با چند خان طرف است شركت‌هاي زراعتي و شركت‌هاي تعاوني. امپرياليسم در جوامعي مثل ايران براي اين‌كه جلودار انقلابات توده‌اي بشود ناگزير است كه به رفرم‌هائي دست بزند.

آقاي رئيس دادگاه كدام شرافتمند است كه در گوشه و كنار تهران مثل نظام‌آباد،‌مثل پل امامزاده معصوم،مثل ميدان شوش،مثل دروازه‌غار برود و با كسانيكه زيرسر دارند،صحبت كند و بپرسد شما از كجا آمده‌ايد ؟ چه مي‌كنيد؟ مي‌گويند ما فرار كرده‌ايم. از چه؟ از قرضي كه داشته‌ايم. و نمي‌توانستيم بپردازيم.اصلاحات ارضي درست است كه قشر خرده‌مالك را بوجود آورد ولي در سير حركت طبقات اين ماندني نيست،خرده‌مالكي كه با ماموران دولتي مي‌سازد، نزديكتر است، ثروتمندتر است،آرام‌آرام مالك‌هاي ديگر را مي‌خورد،در نتيجه ما نمي‌توانيم بگوييم كه فئوداليسم در ايران از بين رفته‌. درست است شيوه توليدي دگرگون شده مقداري ولي از بين نرفته مگر همان فئودال‌ها نيستند كه الان دارند بر ما حكومت مي‌كنند همان فئودال‌هاي سابق هستند كه حالا براي امپرياليسم دلالي مي‌كنند ،بورژوا كمپرادور شركت‌هاي سهامي زراعي و شركت‌هاي تعاوني كه بيشتر بخاطر مكانيزه كرده ايران بكار گرفته شده تا كدخداها.
رئيس دادگاه: از شما خواهش مي‌كنم از خودتان دفاع كنيد
گلسرخي : من دارم از خلق‌ام دفاع مي‌كنم.
رئيس: شما بعنوان آخرين دفاع از خودتون دفاع بكنيد و چيزي هم از من نپرسيد بعنوان آخرين دفاع اخطار شد كه مطالبي آن‌چه كه به نفع خودتان مي‌دانيد در مورد اتهام بفرمائيد .

گلسرخي: من به نفع خودم هيچي ندارم بگويم،من فقط به نفع خلقم‌ حرف مي‌زنم. اگر اين آزادي وجود ندارد كه من حرف بزنم مي‌تونم بنشينم.
رئيس: همانقدر آزادي داريد كه از خودتان بعنوان آخرين دفاع،‌دفاع كنيد
خسرو گلسرخي: (با خشم و غرور) من مي‌نشينم، مي‌نشينم، من صحبت نمي‌كنم،....
رئيس: بفرمائيد
گلسرخي با غرور و خروشندگي كه در چهره‌اش آشكار است مي‌رود و مي‌نشيند.


نوشته شده توسط الناز و دوستان در

لينك مطلب

لاریجانی، لاریجانی، حمایتت می کنیم
این شد یک کار درست. تا اطلاع ثانوی اصلا هم علی آقای ما علی بی خیال نیست، خیلی هم فکر خوبی کرده است و باید هم برود به مونیخ و در آنجا باید با اروپایی ها و آمریکایی ها گفتگو کنند تا اوضاع کشور را از این شرایط دربیاورند. یک نشریه آلمانی نوشت: « دکتر لاریجانی در کنفرانس امنیتی مونیخ شرکت می کند. مرکل، پوتین، گیتس و رایس دراین کنفرانس حضور دارند.»

قهرمان دنیای عرب و ایران
مشکل این است که ما در ایران حرفش را می زنیم، آن بدبخت ها در کشورشان قربانی ادعاها و حرف های ما می شوند. حمله به شیعیان در کشورهای مختلف وسعت گرفته است. رهبر صوفیان الجزایر اعلام کرد که « تشیع مصیبت بارتر از افراط وهابیون است.» یک روزنامه یمنی هم خبر از « دستور رئیس جمهور یمن برای کشتار شیعیان در این کشور» داد. مصر هم دفتر مجلس شیعیان را تعطیل کرد. دبیرکل این مجلس گفت: « ما قربانی اختلافات سیاسی ایران و مصر هستیم.» البته وقتی یک گروه مصری یک سال پیش اعلام کردند که احمدی نژاد قهرمان ملی مصر است، باید می فهمیدیم که این حرف ها بودار است، منتهی بویش را آدم حس می کند، ولی تا صدای قضیه دربیاید یک سالی طول می کشد. حداد عادل در دیدار با حکیم گفت: « معرفی صدام به عنوان قهرمان عرب، بالاترین اهانت به اعراب است.» آگاهان گفتند: دقیقا مثل این می ماند که بگویند احمدی نژاد قهرمان ملی ایران است، این بزرگترین اهانت به ایرانیان است.

خبر خوش و سمفونی هسته ای
دهه فجر تمام شد. خبر خوش هسته ای هم داده نشد. به قله های اتمی هم نرسیدیم، احمدی نژاد هم قرار است برای افتتاح نطنز به تبریز برود. مدیر دفتر موسیقی و شعر وزارت ارشاد اعلام کرد که ارکستر ملی قطعه انرژی هسته ای را که قرار بود توسط 22 هزار دانش آموز خوانده شود، اجرا نمی کند. ظاهرا قرار است قطعه « دیگه نمی رم ولایت» به جای سمفونی هسته ای اجرا شود.

شباهت های هاشمی و احمدی نژاد
در یکی از وب سایت ها در مورد شباهت های هاشمی و احمدی نژاد مواردی نوشته شده بود، به نظر من این تفاوت ها را هم باید به آن شباهت ها اضافه کرد.
اول: هاشمی می گوید بله، ولی نمی کند. احمدی نژاد می گوید نه، بعد مجبور می شود آن کار را بکند.
دوم: هاشمی اول خودش می آید، بعد از پنج سال فامیلهایش هم می آیند، خودش هم که برود، فامیلش می مانند، احمدی نژاد با فامیلهایش می آید، بعد از دوسال همه با هم با مینی بوس می روند.
سوم: هاشمی وقتی می آید، خانواده اش را هم می آورد، اما خانواده هاشمی همه شان با هم فرق دارند، احمدی نژاد هم خانواده اش را می آورد، اما همه آنها مثل هم هستند.
چهارم: مشکل هاشمی سالها قبل حل شده است، مشکل احمدی نژاد تازه شروع شده است.
پنجم: هاشمی می تواند یک سال روی یک صندلی بنشیند و هیچ حرفی نزند، احمدی نژاد نه می تواند یک سال روی یک صندلی بنشیند و نه می تواند حرف نزند.

چرا وهابیون هری پاتر نمی خوانند؟
این وهابیون هم آدمهای عجیب و غریبی هستند، اصلا هیچ چیزشان طبیعی نیست. به قول آیت الله مکارم شیرازی « وهابیون به صراحت هرکسی را که برخلاف عقیده شان است، کافر و مهدور الدم معرفی می کنند.» بازهم خدا را شکر که در میان علمای شیعه ایرانی اصلا چنین مسائلی وجود ندارد و وقتی کسی مخالف نظر علمای ماست، مثل آقاجری و گنجی هیچ کاری با آنها ندارند، فقط بیخودی این آدمها می روند زندان. یک مشکل مهم دیگر وهابیون هم به قول آقای مکارم شیرازی این است که کتابهایی که اگر کسی به آنها توهین کند، از نظر ما کافر است، می خوانند و به آنها استناد می کنند. آیت الله مکارم شیرازی گفت: « متاسفانه اخیرا جمعی از علمای اهل سنت به کتب روایی شیعه مانند بحار الانوار، اصول کافی و کتب دیگر مراجعه کرده اند...» معلوم نیست وهابی ها برای اینکه نظر شیعه را بفهمند به جای بحارالانوار چرا آثار امیل زولا و الکساندر دوما و هری پاتر را نمی خوانند؟

 

یه جوک تقدیم به شما بمناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی

از یارو می‌پرسن: مناسبت این روزها چیه؟ میگه: والا مثل اینكه شهادت امام حسین و بیست و دو تن از یاران ایشون به دست صدام صهیونیست و همچنین روز هفتاد و دو بهمن، روز پیروزی انقلاب در صحرای كربلا و فرار یزید از ایران و مخالفت شمر با برنامه هسته‌ای ایرانه...


نوشته شده توسط الناز و دوستان در

لينك مطلب

طبق برنامه ریزی مشخص و معینی که انجام شده است، ما براساس گفته های رئیس جمهور باید تا شش روز دیگر که 22 بهمن می شود، به قله های اتمی برسیم. من که یک چشمم به دوربین های مرکز یو سی اف است و یک چشمم به صدای سانتریفیوژهای نطنز که چه زمانی به قله های اتمی می رسیم. احمدی نژاد که به نظر می رسد دیگر جق سخنرانی عمومی ندارد و به همین دلیل هم در اصفهان بدون اینکه مثل همیشه ملت را علاف کند و شور حسینی به راه بیندازد، فقط همان فاضلاب شما اصفهان را افتتاح کرد و قبل از اینکه چشم کسی به او بیفتد به تهران برگشت. این خودش پیشرفت بزرگی است. دیروز هم رئیس جمهور موفقیت محققین پزشکی کشور در ترمیم ضایعات نخاعی در تالار بیمارستان امام خمینی را جشن گرفت. ظاهرا قرار است پس فردا هم در یک درمانگاه جنوب شهر حاضر شود و اولین پانسمان بدون استفاده از قیچی را که برای اولین بار در ایران انجام خواهد شد، جشن بگیرد. و احتمالا تا یک ماه دیگر اعلام می شود که وزارت بهداشت موفق شده است پنبه هایی را اختراع کند که وقتی توی دماغ فرو می کنیم، خون دماغ بند می آید، برخلاف تمام غربی ها که اگر چوب پنبه هم فرو کنند توی دماغ شان خونریزی شان بند نمی آید. احمدی نژاد در بیمارستان امام خمینی گفت: « هیچگاه در زمینه های فعالیت علمی و درمانی احساس محدودیت مالی نکنید، چرا که دولت با تمام توان پشتیبان شماست.» محمود پوپولیست هم در حالی که غرق در احساس شده بود و دنبال یک دوربین مناسب برای ضبط احساساتش می گشت، گفت: « همه پول و توان کشور فدای یک تار موی یک هموطن.» آگاهان گفتند: جان! ایران ناسیونال، فدات! هاشمی هم در مورد قله های اتمی توضیح داد: « ایرانیان می توانند کارهای بزرگی انجام دهند، همانطور که بیست سال پیش بحث دانش هسته ای را آغاز کردند.»

کوهنوردی که رئیس جمهور شد
آقا جان! ما نمی توانیم، این جوری که نمی شود که ده تا کار را با هم انجام بدهیم. نوبت بگیرید یکی یکی. ما که نمی توانیم هم « ابرقدرت بزرگ منطقه بشویم.» هم در همان هفته « به قله های اتمی برسیم.» هم به قول آقای رئیس جمهور که دیروز فرمودند « ایرانیان باید در علوم پزشکی سرآمد دنیا باشند.» به قله های پزشکی برسیم. حداقل اجازه بدهید یک هفته ای همگی قرص های توهم زا مصرف کنیم، بعد همه با هم به هر قله ای که خواستید می رسیم. احمدی نژاد که قول های قبلی اش را کاملا اجرا کرده است، گفت: « زودتر از چشم انداز به قله خواهیم رسید.» آگاهان پیش بینی می کنند که در روزهای آینده جملات زیر را از رئیس جمهور خواهیم شنید:
- ما قبل از اینکه به چشم انداز برسیم به منظره می رسیم.
- ملت ایران در افقی قرار دارد که بزودی در چشم انداز قله قرار می گیرد.
- ما در سنگلاخ بودجه به کمرکش هزینه و قله درآمد می رسیم.
توضیح: ظاهرا احمدی نژاد قرار بود رئیس فدراسیون کوهنوردی بشود، اشتباها رئیس جمهور شد.

مشکل نطنز در اصفهان حل شد
بالاخره مشکل نطنز حل شد. به دنبال اعلام نگرانی از فعالیت های اتمی در نطنز، سازمان انرژی اتمی امکان بازدید از اصفهان را برای خبرنگاران فراهم کرد. این سازمان برای اینکه نشان بدهد که در نطنز هیچ فعالیت خاصی صورت نمی گیرد، سه دوربین اضافی هم در اصفهان نصب کرد. قرار است در روزهای آینده هم برای ایجاد اعتماد بیشتر در فعالیت های مرکز نطنز، بازرسان آژانس یک ماه در مرکز یو سی اف اصفهان بخوابند. بنا به گزارش اداره راهنمایی و رانندگی فعلا همه راهها به نطنز بسته است. غلامرضا آقازاده امروز آب پاکی را روی دست شورای امنیت ریخت و گفت: « قطعنامه را اجرا نمی کنیم.» وی بلافاصله توضیح داد که: « ایران به اجرای پیمان ان پی تی متعهد است.» از طرف دیگر علی اصغر سلطانیه هم خبری را که آژانس مبنی بر سفر به کره شمالی و همکاری با آن کشور را تکذیب کرد. وی گفت که اصلا نمی داند کره شمالی کجاست.

یکی جلوی این رو بگیره
اصولا آدم ها شبیه دشمنان شان می شوند. به نظر من هیچکس بهتر از بوش، احمدی نژاد را نمی فهمد و هیچ کس هم بهتر از احمدی نژاد، بوش را نمی فهمد. اصولا برای آدمی که کمی عقل در کله اش باشد درک رفتارهای بوش و احمدی نژاد کار دشواری است. شما چطور می توانید بفهمید رفتار بعدی یک موجود غیرمنطقی چیست؟ منتهی یک تفاوت مهم وجود دارد، بوش می تواند ایران را از بین ببرد، اما کشور خودش آسیب نمی بیند، ولی احمدی نژاد کشور خودش را نابود می کند. در همین راستا، خبرگزاری ها اعلام کردند که « سه فرمانده سابق آمریکایی از بلر خواستند که جلوی بوش را بگیرد.» منتهی باید کسی واسطه شود که کسی بلر را قانع کند و با او حرف بزند، به همین دلیل سه تا فرمانده انگلیسی سابق هم باید پیدا شوند و شیراک را قانع کنند که بلر را راضی کند که جلوی بوش را بگیرد. حالا چه جوری سه فرمانده فرانسوی باید مرکل را راضی کنند که موضوع را به شیراک بگوید، آن هم خودش ماجرایی است.

یک مغز آمد، صد و پنجاه هزار مغز رفتند
همزمان با منصوب شدن صادق واعظ زاده به عنوان معاون علمی و فنآوری رئیس جمهور، اعلام شد که « فرار مغزها در دولت نهم به دو و نیم برابر افزایش یافته است. براساس همین خبر سالانه 150 هزار نفر از بهترین مغزهای ایرانی در حال ترک کشور هستند.»

بقالی مش نصراله - در خونه داش محمود در نارمک . گوجه کیلویی ۱۸۰ تومن!

 


نوشته شده توسط الناز و دوستان در

لينك مطلب

احتمالا اگر اين عکس در زمان آقاي خاتمي منتشر ميگرديد و بجاي آقاي احمدي نژاد ، آقاي خاتمي ايستاده بود باعث دردسرهاي زيادي براي وي مي شد و حوزه های علمیه ۳ روز عزای عمومی اعلان میکرد و بسیجی ها در جلوی دانشگاه تحصن می کردند و ... ولي گويا باندهاي قدرت ياد گرفته اند که بر سر مسائل کوچک بيخود شلوغ نکنند !

البته همه ميدانيم که اين دختر خانوم بيش از نه سالش است و نگوئيد بچه است و توجيه کنيد و ......، چون ميدانيم که در اين مملکت اگر قرار باشد براي کسي پاپوش درست کنند با بچه 2 ساله هم درست ميکنند


اما نکته اصلي اينجاست که درک کنيم در سفرهاي خارجي چنين مسائلي و حتي ممکن است بدتر از آن بدون آنکه مسئول مربوطه در جريان باشد برايش پيش بيايد و خبرنگاري هم عکسي بگيرد و ...... بعنوان مثال تصاوير خاتمي در ضيافت شام يکي از روساي جمهور خارجي و البته در همان کشور خارجي در حاليکه در ميز شام مشروب وجود داشت در نماز جمعه تهران پخش شد و چنين القاء شد که وي با شامش مشروب خورده است
در حاليکه نه خاتمي اهل مشروب بود و نه احمدي نژاد کاري به کار اين دختر دارد و فقط جزئي از تشريفات رسمي آن کشور بوده است . پس بيائيم کمي سطح فرهنگ سياسي و تحمل خود را بالا ببريم و از کاهي کوه نسازيم و پراپاگانداي سياسي ( تبليغات سياسي تخريبي ) راه نياندازيم.

چند عکس بدون شرح از ایران :

حجت الاسلام باربدخان د ر دارت بازی

خیابان های امن تهران برای اطفال محل مناسبی برای تفریح است


نوشته شده توسط الناز و دوستان در

لينك مطلب

واقعا که امسال روز عاشورا کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا بود. مراسم عاشورا و تاسوعا در پاریس با شکوه تمام برگزار شد. در هلند هم یک گروه از شیعیان از تهران نوحه خوان آوردند که شب عاشورای حالی ببرند. در کشمیر مراسم عزاداری توسط پلیس به خین و خین ریزی کشیده شد و عکس های آن منتشر شد. در بیروت مراسم عاشورا مثل همیشه با شکوه و جلال و جبروت و نصرالله برگزار شد. در تهران هم فیلمی بود، یک عده خانم های خوش تیپ، همگی سرخاب سفیدآب کرده و تبدیل شده به جنیفر گریان مثل همیشه بغل دستجات سینه زنی راه می رفتند، برادران هم همگی کربلایی دی کاپریو یک دست زنجیر و یک دست موبایل مشغول عزاداری بودند.

عکس های عزاداری میدان محسنی جالب بود. این هموطنان عزیز قدرت بی نظیری دارند که در مدت پنجاه سال هر چیزی را به شکلی که دوست دارند دربیاورند، البته مشکل این است که پنجاه سال زمانی طولانی است.

از امثال این آقا باید سئوال کرد مثلاْ اگر خدای نکرده بابات مرده بود با استفاده از آلات موسیقی در مجلس عزا شرکت می کردی؟ . این توهین به عاشورا نیست . اکثر اینا هم که کلاس خصوصی اموزش موسیقی دارن و ارتباط آنچنانی با بچه مردم دارن و روز عاشورا هم کنسرت اجرا میکنند تا تبلیغی برای خودشان باشه ... ای دهنتات سرویس

 عزاداري خالص براي امام حسين و دوري از چاه انحرافات

آنچه شخصيتهاي مذهبی ایران چندان انتظارش را نداشتند این بود که برخي طیفهای مذهبی که گرایش سیاسی هوادار حکومت اسلامی را دارند، سوگواری های ماه محرم را به گونه ای برگزار کنند که اعتراض مراجع تقلید رسمی را به همراه داشته باشد.


مداحان مطرب !!

مداحان که در طول تاريخ عزاداريهای مذهب شيعه، در واقع برای گرم کردن منابر و پس از وعظ روحانیان مردم را می گریاندند، در حال حاضر چنان قدرتی گرفته اند که منبر را تحت الشعاع قرار داده و میان جوانان مذهبی، شهرت و هواداران بیشتری نسبت به روحانیان به دست آورده اند.

برخي از اين مداحان جوان و خواهان "شهرت هاي کاذب" از سبکهائي در خواندن خود استفاده ميکنند که بيشتر به ريتم موسيقي هاي پاپ و جاز شبيه است تا عزاداري

این سبکهای جدید که از موسیقيهای هندی و پاکستانی و بعضاً ریتمهای موسيقي هاي لوس آنجلسي بهره می برد، برخي جوانان مذهبی کم تجربه تر را به خود جذب کرده و همین موضوع باعث مخالفتهای احتیاط آمیزی شده است که مداحان قدیمی تر و البته روحانیان به آن دامن می زنند.

مداحان قدیمی این سبکها را نمی پسندند و دور از شأن مجالس سوگواری می دانند و روحانیان صدای این مداحان را غنا، يعنی موسيقی نامشروع به حساب می آورند و به نوعی حرام می دانند.

همین مخالفتها باعث شد که ( سید ذاکر ) مداح جوان ترک زبانی که محبوبیت فراوانی میان جوانان مذهبی داشت و پيراهن آستین کوتاه به تن می کرد و البته با سبکهایی جدید می خواند، از سوی روحانیان طرد و صدایش حرام اعلام شود.
البته شايان ذکر است سيد ذاکر چند ماه پيش بخاطر ابتلاء به سرطان فوت نمود.


اما این آخر ماجرا نبود، ( عبدالرضا هلالی ) مداحی که در سال 1360 به دنیا آمده در واقع همان کارهای سید ذاکر را ادامه داده است و بنابر شهرت فوق العاده و هواداران بسیاری که میان جوانان مذهبی پیدا کرده، مداحان قدیمی و روحانیان برخورد مسالمت آمیزی با او دارند، در حال حاضر صدای هلالی در بازارهای مذهبی ایران و حتی کربلا و نجف هواداران بسیاری دارد و به نظر می رسد مخالفان او بیشتر به همین دلیل هلالی را تحمل می کنند

در سبکهای جدید که مداحان جوان آنها را توسعه می دهند، موسیقی بر شعر پیشی می گیرد و گاهی کلمات به صورت آهنگی بی معنا در می آید که با ریتمهای تند و به نوعی با رقص پای مداح و اطرافیانش !!! همراه است، همان چيزی که حتي جوانان غير مذهبی دوست دارند: ضرب و ریتم به همراه بر سینه زدنهاي سریع و تند.

شعرهای آهنگهای مداحی را نیز همین جوانان می گویند و در این شعرها، امامان شیعه مانند معشوق وصف می شوند و به ليلي و مجنون شباهت داده ميشوند !


اعتراض مراجع :

آیت الله ناصر مکارم شیرازی از جمله روحانیان عاليرتبه ای است که به شکل علنی به مخالفت با آنچه بدعت در آیین عزاداری می داند پرداخته و انتقاد او که از تلویزیون دولتی ایران هم پخش شده، نشانگر این است که روحانیان مذهبي از رشد چشمگیر نسل تازه ای از مداحان کم تجربه ( مطربان مذهبي !!! ) در چند ساله اخیر خرسند نیستند.

آيت الله فاضل لنكراني نيز با انتقاد از تزلزل اعتقادي از سوي برخي شعرا و مداحان گفت : متأسفانه در برخي مجالس از اموري استفاده مي‌شود كه انسان را از حد انسانيت ساقط مي‌كند و يا اينکه از اشعار شرك‌آميز استفاده مي‌شو.د به نظر اينجانب واجب است شرعاً با اين امور كه موجب تزلزل اعتقادي مردم و تضعيف دين و مكتب است مقابله شود.

مداحان نسل جوان علاوه بر آهنگهای تازه، نوع خاصی از لباس، مو و ریش را هم میان هوادارانشان ترویج می کنند.

( عبدالرضا هلالی ) خود از کسانی است که برای اولین بار ریش بلند گذاشت و پیراهن سیاه خاصی با آستین به اصطلاح "شمشیری" مداحی به تن کرد.

طولی نکشید که نوع پوشش او به سلیقه عمومی هوادارنش تبدیل شد و امروز می توان در بازارچه مهستان لباس خاص هلالی را خرید.


به نظر می رسد رسمهای جدید سوگواری و آیینهای تازه مذهبی با ورود جوانان متولد سالهای انقلاب رشد بیشتری پیدا کند و این در حالی است که گمان می رود رهبران مذهبی ایران هنوز برنامه خاصی در برخورد با آن تدارک ندیده اند.

نمونه :

در يکي از هيات هاي مذهبي اصفهان نيز مداحي که بعدا معلوم شد بيشتر مطرب است تا مداح ، شعر ( تو عزيز دلمي ) منصور خواننده لوس آنجلسی را براي سينه زني و عزاداري امام حسين با همان ريتم و شعر استفاده ميکرد و فقط کلمه ( حسين ) در آن اضافه شده بود که با استقبال و حتي نيشخند نوجوانان کم تجربه و اعتراض آشکار و پنهان بزرگترها و افراد تجربه دار تر مواجه گرديد تا جائي که اين هيات در بين هياتهاي ديگر مسخره عام و خاص شد.

همچنين در محلي ديگر ، مداحي چنان نام مقدس اباعبدالله الحسين را با ريتم سريع و جاز مانند خود تکرار ميکرد که آن منظره تاثر انگيز بيشتر به دانس هاي لوس آنجلسي شباهت پيدا کرده بود تا مجلس عزاي عزيز فاطمه زهرا

و باز هم سازمان سيا :

رئيس سابق سازمان جاسوسي آمريکا (سيا) در يک کنفرانس مطبوعاتي گفته بود بزودي ايجاد انحراف در هيات هاي مذهبي و مجالس عزاداري شيعه بخصوص امام سوم آنها را که بشدت به آن معتقد هستند را آغاز ميکنيم وي متذکر شد 12 سال بر روي اين پروژه تحقيق و بررسي گرديده است تا امروز به آن عمل شود. وي نقطه هدف در اين کار را مداحان و سر دسته هاي مذهبي عنوان کرد و گفت معمولا اين افراد علاقه عجيبي به معروف شدن و شاخص شدن ( کسوت بازي ) دارند و ما نيز با روشهاي مخصوص خود به آنها پر و بال داده ، معروف کرده و سپس و براي مقاصد خود از آنها استفاده ميکنيم . و وقتي اصالت ، مفهوم و تقّدس را از آنها بگيريم خود به خود اصل کار نيز از داخل شکست ميخورد و بي مفهوم ميشود .

وي شکست ناپذير تر بودن شيعه نسبت به اهل سنت را وجود اعتقاد عميق شيعيان به امام سوم ( اباعبدالله الحسين ) بيان کرد و گفت در ايران بر روي اين کار ميکنيم که شخص متدين انسان نا مناسب و مشکل داري نشان داده شود تا افراد بسوي مذهب نرفته و يا مذهبي بودن خود را مخفي کنند

به نظر شما سازمان جاسوسي آمريکا بهتر از ما خودمان را نميشناسد و از ما استفاده ابزاري نميکند ؟ نظر شما چيست

 

 اگه هوسه، یه دشمن بسه

ماجرای جنگ از یک طرف شدیدا جدی است و به نظر می رسد که گروه رفقای مشنگ جان که فعلا در غیبت صغری است، در حال پامال( یا انواع دیگر مالش) تلاش های دیپلماتیک هاشمی و خاتمی هستند، و از طرف دیگر مثل همیشه آدم می ترسد که ملت ایران به محض اینکه خطر از بالای سرشان بیست سانت آن طرف تر می رود، بلافاصله می زنند به بیخیالی تاریخی. دوباره یکی از برادران نظامی گند زد و در یک نشریه راست افراطی اعلام کرد که « گروگان گرفتن آمریکایی ها مثل آب خوردن است.» بوش هم که بطور طبیعی آماده حمله است، داغ کرد و گفت: « اگر ایران به خشونت در عراق دامن بزند، با واکنش سخت آمریکا روبه رو خواهد شد.» حسن روحانی هم که نسبتا و شاید هم بیشترعاقل باقی مانده است، گفت: « آمریکا برنامه های مختلفی برای مقابله با ایران دارد، اما ایران باید با برنامه ریزی و استراتژی مناسب و پرهیز از تحقیر دشمنان در مقابل این دشمنی ها بایستد... کشوری که یک دشمن واحد دارد، برای خود دشمن دیگری ایجاد نمی کند.» وسط این بزن و بکش، کاظم جلالی نماینده مجلس و عضو کمیسیون بوق گفت: « مردم را نگران نکنید.»

آسوده بخواب داش محمود ... همه نگرانی ها برطرف شده ... گوجه با نزدیکی بهار بطور طبیعی داره ارزون میشه ... آمریکا هم با ما همسایه شده .... جشن هسته ای هم داریم و ....

 مارادونا رو ولش کن، علاء بروجردی رو بگیر
آقا! یکی جلوی این علاء الدین بروجردی را بگیرد، طرف هم مشکلات ویژه دارد، هم دهن لق است. معلوم نیست حکومت ایران می خواهد به دنیا اثبات کند که ایران به دنبال بمب هسته ای است، یا آمریکا می خواهد چنین چیزی را کشف کند؟ به دنبال اظهارات قابل مصرف داخلی علاء الدین بروجردی مبنی بر نصب سه هزار سانتریفیوژ در نطنز، سازمان انرژی اتمی اظهارات علاء الدین مذکوررا تکذیب کرد. نشریه گاردین هم که دوازده برابر بروجردی به فکر منافع ایران است، نوشت: « ایران امکان فعال کردن سه هزار سانتریفیوژ را ندارد.» البرادعی هم گفت: « ایران حداقل تا پنج سال دیگر امکان ساخت سلاح اتمی ندارد.» احمدی نژاد که فعلا چسب به دهانش بسته شده و در حال تشخیص مصلحت روزانه فقط پنج جمله حق حرف زدن دارد، با دستش علامت داد و گفت: پنج سال نه، سه ماه. البرادعی بیچاره هم در کمال ملایمت پیشنهاد داد که ایران غنی سازی را متوقف کند، و غرب هم تحریم را پس بگیرد. علی بی خیال، معروف به لاریجانی هم در کمال ابهت و انگار نه انگار که دستش زیر سنگ شورای امنیت است، گفت: « پیشنهاد البرادعی باید پرورش پیدا کند.» آگاهان پرسیدند پیشنهاد البرادعی چطوری باید پرورش پیدا کند؟ او هم گفت:
اول: برای پرورش پیشنهاد ایران لازم نیست غنی سازی را متوقف کند.
دوم: برای پرورش بهتر پیشنهاد، شورای امنیت باید تحریم ایران را لغو کند و آمریکا باید از عراق بیرون برود.
سوم: برای اینکه پیشنهاد کاملا پرورش پیدا کند، یک رفراندوم زیر نظر شورای نگهبان برگزار شود و در مورد سرنوشت اسرائیل از مردم لبنان و سوریه نظرخواهی شود و حکومت اسرائیل بدون خشونت تغییر کند و نیروهای فتح هم حق ندارند در فلسطین آینده زندگی کنند.
چهارم: در صورتی که این پیشنهاد کاملا پرورش پیدا کرد، ایران آماده مذاکره با آمریکا خواهد بود، ولی در صورتی که آمریکا تمام اشتباهاتی را که ایران انجام داده است بپذیرد، کودتای 28 مرداد هم باید محکوم شود و مصدق را هم باید به ما تحویل بدهید تا ما او را برای مجازات به دست بادامچیان بدهیم و در صورت انجام این موارد هم ایران با آمریکا مذاکره نمی کند.
در هر حال اروپا و آمریکا با پیشنهاد البرادعی مخالفت کردند. البرادعی هم فعلا دچار افسردگی شدید شده است. از طرف دیگر دبیرکل جدید سازمان ملل متحد گفت: « برنامه هسته ای ایران مساله ای جدی و تهدیدی برای امنیت جهانی است.» اما متکی شخصا اعلام کرد که در اتیوپی با دبیرکل سازمان ملل دیدار کرده است و به او گفته است: « ما آماده مذاکره بر سر فعالیتهای هسته ای بدون پیش شرط هستیم.» به نظر می رسد که احتمالا متکی با کوفی عنان یا خاویرپرز دکوئیار یا پطرس غالی یا روح مرحوم اوتانت ملاقات کرده و این نقل قول را از طرف یکی از آنها گفته است که دبیرکل سازمان ملل گفت: « استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای حق همه کشورهاست.»

ویندوز ویستا برای مصرف ایرانیان
ویندوز ویستا آخرین اثر میکروسافت دیروز وارد بازار جهانی شد و در تمام جهان با قیمت 600 دلار و در تهران با قیمت سه هزار تومان وارد بازار شد. قفل شکن های ایرانی بیست ثانیه بعد از دیدن اولین ویندوز ویستا قفل و در و پنجره آن را شکستند و کپی آن را سریعا به بازار فرستادند.

 


نوشته شده توسط الناز و دوستان در

لينك مطلب

درباره وبلاگ

من الناز به همراه دوستانم ژاله - پریسا و زهرا که همگی دانشجو هستیم وبلاگ حاضر را در عصر آزادی بیان بخاطر فیزیک جالب آقای احمدی نژاد و شوخی با ایشون به راه انداختیم و دوست داریم کمی سربه سر شون بذاریم . چیزی که در اکثر کشورهای جهان رایجه . ... البته با اجازه بزرگترا و خود داش محمود ... اگه ناراحت میشید میتونید به سایتهای دیگه مراجعه کنید یا چت کنید ...
لطفاً نظر بدید اگه نظر ندادید الهی که بلاگفا رو سرتون خراب شه !

موضوعات
نویسنده
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati