تبليغاتX
شوخی با احمدی نژاد
لطفاً جنبه داشته باشید و از توهین و فحاشی دست بردارید ... یکی اون نظاره گر گفتار و کردار ماست !
لینکدونی
جستجو
ads

آخرین قربانی هولوکاست
اگر شما به جای این خانم بودید چه می کردید؟ فکر کنید شوهر ایشان با یک من ریش و پشم، که مثل خیلی از یهودی های متعصب حتی وقتی که دارند به این سووال عمل می کنند که « چند تا بچه کافی یه» هم صورت زن شان را می پوشانند و نگاهش نمی کنند، به خانم گفته که من دارم برای کار مهمی به ایران می روم. بعد این خانم که هیچ وقت مورد ماچ شوهرش قرار نگرفته، ببیند همه روزنامه ها عکس شوهرش را در حالی که یک موجود دیگر با یک من ریش تا وسط لنگ و پاچه اش رفته و دارد فرنچ کیس اش می کند، چاپ کرده اند.

طبیعی است که شما هم جای این خانم باشید طلاق تان را از این مرتیکه همجنس گرا می گیرید. همسر خاخام موشه آریه فریدمان بخاطر روبوسی شوهرش با احمدی نژاد از او تقاضای طلاق کرد.

چرا آمریکا جرات ندارد وارد جنگ با ایران شود؟
1) مسوولان ایرانی معتقدند حکومت آمریکا یک حکومت جنگ طلب و احمق است. و طبیعی است یک حکومت جنگ طلب و احمق وقتی ببیند که در معرض خطر است، نمی جنگد.
2) از آن جا که در عرض یک هفته خانم رایس و آقای گیتس و خانم کلینتون و فرماندهان نظامی همه شان به منطقه آمده اند، می توانیم نتیجه بگیریم که این افراد چون در آمریکا بیکار بودند، به سفر تفریحی آمده اند. اصولا آمریکایی ها وقتی می خواهند نجنگند، همه شان می روند دید و بازدید خانه یکدیگر.
3) احمدی نژاد چون خودش بدون دلیل به سفر خارجی می رود، فکر می کند رهبران نظامی و سیاست خارجی آمریکا هم بدون دلیل به سفر می آیند.
4) با توجه به اینکه آمریکا در باتلاق عراق طوری گیر کرده است که هر روز پنجاه تا عراقی می زنند پنجاه تا عراقی دیگر را می کشند، و این کشور 20هزار نیروی تازه نفس وارد آمریکا کرده، این ها نشان می دهد که آمریکا اصلا جرات ندارد وارد جنگ دیگری شود.
5) مهم ترین دلیلی که اثبات می کند آمریکا قصد جنگ با ایران را ندارد، این است که همه کشورهای منطقه اعلام کرده اند که از سیاست های آمریکا علیه ایران پشتیبانی می کنند و به همین دلیل هم آمریکا چون تنها نمانده است، جرات حمله به ایران را ندارد.
از این بیشتر دلیل می خواهید. حالا بروید راحت خانه تان بخوابید.

متحدین ما با آنها متحد شدند
به هر حال اینها را گفتم که در جریان باشید که بیخود نبود که دیروز هشت کشور عرب، شامل مصر و اردن و کویت و عربستان و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس که تا یک ماه قبل اکثریت جمعیت شان به ایران به عنوان نوک حمله جنگ اسلام و آمریکا نگاه می کردند، همگی رفتند بغل دست آمریکا و علیه ایران بیانیه صادر کردند. شیخ محمد آل صباح وزیر خارجه کویت هم به عنوان سخنگوی این هشت کشور گفت: « دخالت های ایران در عراق همه ما را نگران کرده است. به همین دلیل ما در بیانیه خود از تمایل خود به افزایش نیروی آمریکا در عراق برای ثبات عراق سخن گفته ایم.» همزمان با این موضوع از ره پله خانه همسایه بغل دستی هم سروصدای بروبیا می آمد. دولت ترکیه سفرای خود در ایران، عربستان سعودی، عراق و سوریه را به آنکارا احضار کرد. بعید می دانم افراد برای شرکت در کنسرت ترکان یا ابرو گوندش یا ابراهیم تاتلیس به آنکارا رفته باشند. کمی این طرف تر، یعنی در شمال شرقی کشور، افغانستان از مذاکره ای خبر داد که ما هیچ چیزی از آن نمی دانیم و فقط جواب افغانی ها را به مذاکره کننده می شنویم. افغانستان اعلام کرد: « آمریکا هرگز از حاک ما برای حمله به ایران استفاده نخواهد کرد.» اگر یک کمی پائین تر هم می رفتیم، یعنی در پاکستان، خبر اعترافات دکتر حنیف، سخنگوی بازداشت شده طالبان را می شنیدیم که گفته است « در دو سال گذشته یک ژنرال بازنشسته پاکستانی رهبری عملیات نظامی طالبان را در افغانستان برعهده داشته و استخبارات پاکستان از ملاعمر حمایت کرده است.» فعلا تنها جایی که امن است آذربایجان است که برخلاف سایر همسایگان که آمریکا در آنها نفوذ زیادی دارد، این کشور کاملا آمریکایی است.

شایعه است، توی دهن همه است
البته اصلا نگران نباشید، چون بوش گفته است که : « تشکیل پایگاههای نظامی در خلیج فارس به معنی جنگ با ایران نیست.» آگاهان توضیح دادند که آمریکا دو هدف اصلی از تشکیل پایگاههای نظامی در خلیج فارس دارد؛ هدف اول اینکه از آنجا شعبات مک دونالد و استارباکس را اداره کند و احتمالا در این پایگاهها کنسرت موسیقی جاز برگزار کند و یکی هم اینکه از این پایگاهها برای حمله به ونزوئلا استفاده کند. به همین دلیل، سخنگوی بوش هم گفت که اطمینان می دهد « حمله به ایران شایعه است.» فعلا دو نفر اصلی که قصد دارند جنگ را پیش ببرند، هر دو در حال تکذیب هستند. احمدی نژاد در گفتگو با العربیه گفت: « آمریکا جسارت آغاز جنگ دیگری را ندارد.»

تهران را منتقل کنیم؟ با چی؟
مشکل ما این است که برای بعضی چیزها راه حل هایی داریم که دهها سال است که دائما داریم فکر می کنیم که این راه حل درست است یا نه. مثلا همین راه حل انتقال تهران به یک جای دیگر که سالهاست مطرح است. سهراب مشهودی گفت: « تنها راه نجات تهران، جابجایی پایتخت است.» وی برای اینکه ثابت کند حرفش درست است، اعلام کرد که « عمر تهرانی ها به دلیل آلودگی هوا پنج سال کوتاهتر است... 7 درصد زمان مفید ملی در ترافیک تهران کشته می شود... تهران دو گسل بزرگ زلزله دارد.... تخریب روانی و جمعیتی در تهران زیاد است و افزایش آمار جرم و جنایت در این شهر مشهود.» نکته مهم این که:
سی سال قبل: تهران شرایط خطرناکی دارد، این شهر دو میلیونی باید به جای دیگری منتقل شود.
25 سال قبل: حل مشکل این شهر چهار میلیونی فقط در صورتی ممکن است که تهران منتقل شود.
20 سال قبل: تهران برای زندگی این هفت میلیون نفر گنجایش ندارد، باید منتقل شود.
15 سال قبل: شهر تهران با جمعیتی در حدود ده میلیون نفر اصلا برای زندگی مناسب نیست، باید این شهر را منتقل کرد.
10 سال قبل: تهران با جمعیتی در حدود چهارده میلیون بزودی با زلزله ویران می شود و بخشی از شهر در زمین فرو می رود و باید تهران را به جای دیگری منتقل کرد.
5 سال قبل: تهران شانزده میلیونی باید هرچه سریع تر منتقل شود.
دیروز: تهران در وضع خطرناکی است، باید هرچه سریع تر از اینجا منتقل شود.
چند نکته اخلاقی:
اول: ما وقتی یک وزیر یا یک رئیس جمهور را می گذاریم سر یک کار، شش سال طول می کشد تا بتوانیم برش داریم، چطور انتظار دارید که یک شهر هفده میلیونی را منتقل کنیم.
دوم: واقعیت این است که مفاهیمی مثل وضع خطرناک، بحران، وضع بد و این جور چیزها جزو شوخی است و کسی تا زنده است این جور چیزها را جدی نمی گیرد.
سوم: ما ایرانی ها وقتی می خواهیم یک پل بسازیم ده سال و وقتی تونل می سازیم نه سال و وقتی مترو می سازیم چهل سال طول می کشد، چطوری می خواهیم یک شهر هفده میلیونی را منتقل کنیم؟
چهارم: دولت احمدی نژاد مهم ترین هدفش این بود که دولت را از تهران به شهرهای مختلف منتقل کند، الآن مهم ترین بخش دولت که از تهران منتقل شده خود رئیس جمهور است که هیچ وقت در تهران نیست.


 


نوشته شده توسط الناز و دوستان در

لينك مطلب

احمدي‌نژاد، آمريكاي لاتين، قرمزته!
فكر مي‌كنيد يك سياستمدار باخدا، اصولگرا و عدالت طلب اگر قرار باشد برود توي دنيا گشتي بزند، كجا مي‌رود؟ درست حدس زديد: آمريكاي لاتين.آقاي احمدي نژاد هم همين‌كار را كرد و جايتان خالي ونزوئلا و اكوادور و نيكاراگوئه را به اتفاق هيأت همراه (ثمره هاشمي و متكي و بروبچه‌ها) گشتند. البته سر راه يك سري هم به آفريقا زدند كه گويا همچين خوش نگذشت و زياد نماندند.

در ونزوئلا چاوز و احمدي‌نژاد پس از ديدار از خط توليد خودرو سمند به اين نتيجه رسيدند كه همان راهي كه خودشان مي‌روند، درست است و در نتيجه كنفرانس مطبوعاتي دادند و اين را بار ديگر اعلام كردند.در نيكاراگوئه، «دانيل اورتگا» كه يك زماني تنها با لباس فرم نظامي و عينك خفن كائوچويي رويت مي‌شد، با لباس منزل از احمدي‌نژاد كه اتفاقا يك كت و شلوار شيك و رسمي پوشيده بود، استقبال رسمي كرد. احمدي‌نژاد در مراسم تحليف رئيس‌جمهور جديد اكوادور هم شركت كرد و به جاي او سوگند خورد كه حافظ منافع اكوادور باشد. احمدي‌نژاد خصوصا تأكيد كرد كه در مقابل تهديدات آمريكا، از اكوادور دفاع خواهد كرد. اين در حالي است كه حتي در زمان اوج قدرت اتحاد جماهير شوروي، اين كشور نتوانست موشك‌هاي خود را در كوبا مستقر كند و در مقابل تهديد آمريكا، رفيق فيدل را به امان ماركس رها و از حياط خلوت آمريكا عقب‌نشيني كرد كه البته همين امر، نشان‌دهنده اقتدار ماست. در همين حال خبر رسيد كه اوضاع جسماني «فيدل كاسترو»، نماد چپ‌گرايي و مقاومت و سيگار هاوانا و ريش بلند و لباس نظامي و خطابه، رو به وخامت گذاشته و يك هواپيماي ونزوئلايي كوچك نيز سقوط كرد.

همين‌ها باعث شد تا بعضي از مردم آمريكاي لاتين كه خرافاتي هستند، يك حرف‌هايي پشت سر آقاي احمدي‌نژاد درآورند. در عوض آقاي احمدي‌نژاد قول داد كه در حل مشكل فقر و كمبود مسكن آنها را ياري كند. اقدامات آقاي احمدي‌نژاد به قدري مردم و مقامات اين كشور را تحت تأثير قرار داد كه در هنگام خروج آنها از يكي از اين كشورها رئيس‌جمهور آنها به فارسي دري با خود زمزمه مي‌كرد:

اي خلبان آهسته ران كارام جانم مي‌رود
آن «رفيق» اصولگرا، محمود جانم مي‌رود

سوغات او پول و وعيد از راه دوري و بعيد
پولش به كيسه راهي و، وعده به آنم مي‌‌رود

او كرد كار خير و ما گفتيم حرف خوب و نيك
او مي‌دهد از جيب خود، من بر زبانم مي‌رود

گر در جهان باشد يكي ياري قشنگ و دلفريب
باشد همو تا لقمه‌اش اندر دهانم مي‌رود

اي خلبان آهسته‌تر، سفره نانم را مبر
محمود جان محمود جان، محمود جانم مي‌رود

(ادامه اين شعر به علت شدت تالمات روحي رفيق مذكور كه از شدت غصه، خون و نفت گريه مي كرد، ميسر نشد)

درخواست طلاق همسر خاخام به علت روبوسي با احمدي نژاد!

خبرگزاري «نووستي» گزارش داد: روبوسي خاخام اتريشي با "محمود احمدي نژاد" رئيس جمهور ايران براي وي به قيمت از دست دادن همسرش تمام شد که بدون انتظار بازگشت وي از کنفرانس نافيان هولوکاست در تهران، شوهر خود را رها نمود.

در اين رابطه روزنامه اسرائيلي "اديوت آخرونوت" نوشت : حدود يک ماه قبل "موشه آريه فريدمان" در ترکيب هيئت يهوديان ضد صهيونيزم که خواهان نابودي اسرائيل هستند، وارد ايران شد. تصاوير ديدار گرم فريدمان با محمود احمدي نژاد در آن زمان در بسياري از روزنامه هاي جهان منتشر شدند.

اين روزنامه ادامه مي دهد که در پايان کنفرانس، خاخام روانه سفري دو هفته اي به دانشگاه هاي ايراني شد که در آنجا سخنراني هايي ضد اسرائيلي داشت.

وي پس از بازگشت به خانه خود، فهميد که همسرش پس از مشورت با والدين، به نيويورک رفته و در آنجا با اتهام رفتار نابجا به همسرش مرحله طلاق را آغاز نموده است.


نوشته شده توسط الناز و دوستان در

لينك مطلب

بداخلاقی، غیر اخلاقی و زبان کلانتری

اخلاق هم موضوع مهمی است و ما از آن استفاده های زیادی می کنیم، مثلا وقتی می گوئیم « بداخلاقی های انتخاباتی» منظورمان تقلب در انتخابات است و وقتی می گوئیم فیلم « غیراخلاقی» منظورمان فیلم پورنو است. براساس اعلام نیروی انتظامی 90 هزار سی دی غیراخلاقی در تهران کشف شده است. اگر فرض کنیم چهار برابر همین مقدار سی دی کشف نشده در تهران در همین زمان پخش شده باشد، که بعید نیست، من حدس می زنم میزان توزیع و تولید و پخش سی دی های غیراخلاقی( مستهجن سابق و پورنوگرافی اسبق) از فرانسه و ایتالیا و آلمان هم بیشتر باشد. لذا در کمال امتنان این پیروزی بزرگ دولت احمدی نژاد را در کنار افزایش 18 درصدی تولید و توزیع فاحشه در کشور تبریک گفته و آرزو می کنیم که پیشرفت های هسته ای اخیر همچنان ادامه یابد. در ادامه همین پیشرفت های هسته ای نیروی انتظامی مشهد گروه خفاش های پیکان سوار که در مشهد اقدام به سرقت بانوان و اعمال غیراخلاقی با آنان می کردند دستگیر شدند. همچنین یک هفته قبل نیز یک پیرمرد هسته ای 65 ساله که با 37 زن و دختر دبیرستانی کارهای غیراخلاقی کرده و از آنان فیلمهای غیراخلاقی می گرفت، دستگیر شده و فیلم های وی برای تماشا توسط مسوولان ذیربط در اختیار آنان قرار گرفت. ظاهرا این 37 دختر و زن فریب خورده هیچ کدام شان نمی دانستند که وقتی آدم مورد اعمال غیراخلاقی قرار می گیرد، حداقل باید یک مشت و لگدی هم پرتاب کند. یکی از آگاهان توضیح داد که اصولا آدم برای جلوگیری از تجاوز به میهنش تا پای جان مقاومت می کند، نه برای جلوگیری از تجاوز به خودش. در همین راستا، یک پسر 16 ساله هسته ای هم که بنا به گزارش روزنامه ها سالها با عموی 23 ساله اش رقابت عشقی داشت( احتمالا از دو سالگی عاشق شده بود) عموی خودش را برای حل مشکل به قتل رساند.

تغییر ساعت بانک حق مسلم ماست
به نظر می رسد مجلس دچار دوگانگی در برخورد با احمدی نژاد است، از یک طرف گروهی از نمایندگان مشکل جدی دارند، از طرف دیگر هنوز در مجلس فراکسیون مخالفان اصولگرای دولت از اکثریت جدا نشده است. من فکر می کنم به تدریج یک فراکسیون به رهبری کسانی مانند عماد افروغ یا خوش چهره در مجلس شکل خواهد گرفت. مجلس دیروز ساعت کار بانکها را برخلاف نظر دولت تغییر داد. دولت هم اعلام کرد« تغییر ساعت بانک حق مسلم ماست.» بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر( آدم فروشان مقیم مرکز) اعلام کردند که قصد دارند کفن بپوشند و زنجیره انسانی دور بانک ها تشکیل دهند تا با این کار مشت محکمی به دهان استکبار جهانی بزنند. از سوی دیگر انصار حزب الله تهران اعلام کرد آماده است تا برای جلوگیری از تغییر ساعت بانکها عملیات استشهادی انجام دهد. ائتلاف رایحه خوش خدمت نیز اعلام کرد تغییر ساعت بانکها توطئه مفسدین اقتصادی است که با این کار می خواهند جلوی خدمات دولت را به پابرهنگان جهان بگیرند. آگاهان پیش بینی می کنند که موضوع تغییر ساعت بانک تا چند روز دیگر مهم ترین موضوع جهان اسلام شود.
از سوی دیگر مجلس بعد از سالهای متمادی بالاخره طرح تجدید نظر در همکاری با آژانس بین المللی اتمی را تصویب کرد و دولت را ملزم به تجدید نظر در همکاری با آژانس کرد. محمد رضا باهنر، نایب رئیس اول مجلس دیروز گفت: « حرکات شتابزده و سیاستهای تند را در واکنش به قطعنامه شورای امنیت توصیه نمی کنم.» از طرف دیگر شورای نگهبان مصوبه مجلس را در مورد شرط فوق لیسانس برای نمایندگی رد کرد.

 ما داریم ابرقدرت می شویم، هورا
در پی اعلام فرماندهی سپاه پاسداران در هفته گذشته مبنی بر اینکه ایران بزودی به ابرقدرت منطقه تبدیل می شود، برخی اخبار و نشانه های تبدیل ایران به ابرقدرت منطقه در روزهای گذشته مشاهده شد. در مرحله اول گاز هفتاد درصد از مشترکان خرم آباد قطع شد. در مرحله دوم در یک تصادف زنجیره ای صد اتومبیل در منطقه کوچصفهان در حوالی رشت به همدیگر خوردند و اتومبیل ها از بین رفتند. در مرحله سوم در ماه آذر سال جاری، پنج بار قطار راه آهن( یک قطار مسافربری و چهار قطار باربری) از ریل خودش خارج شد. در مرحله چهارم کریمی راد، وزیر دادگستری ابرفدرت ایران در جاده تصادف کرد و چون ایران در حال ابرقدرت شدن است، آمبولانس دیر رسید و وزیر دادگستری در این تصادف کشته شد.

یک گام تا ابرقدرت شدن باقی است
در راستای اینکه سردار رحیم صفوی هفته گذشته اعلام کرد که ایران بزودی ابرقدرت منطقه می شود، آگاهان گزارش کردند که از دیروز ایران یک گام به سوی ابرقدرت شدن برداشت و در همین راستا جریان گاز در 11 استان کشور قطع شد. لازم به یادآوری است که ایران مهم ترین منبع گاز جهان را در اختیار دارد.

----------------------------------------------------------

در حالی که تمام جهان اسلام در حال انفجار است، در ایران مهم ترین موضوع روز داستان جذاب و دلپذیر حضور رحیم مشائی در یک مراسم رقص در ترکیه است. خبرگزاری فارس مدعی شد که رحیم مشائی به مدت 12 دقیقه در محل اجرای رقص بوده است، به همین دلیل رحیم مشائی که علیرغم چهره مظلوم و هیکل ریزه میزه اش به نظر می رسد که جزو گنده لات های مقیم مرکز است، پاشنه اش را ورکشید و گفت: « به موقعش خدمت خبرگزاری فارس می رسیم. به من تهمت زدند، پای تهمت هم باید بایستند.» وی از عماد افروغ و ابوطالب، نمایندگان مجلس شکایت کرد. عماد افروغ هم پاسخ داد که « رحیم مشائی توهم دارد.» و اضافه کرد: « تشنه دریافت شکایت آقای مشائی هستم.» و ادامه داد که« کوتاه نمی آیم، متقابلا شکایت می کنم.» از طرف دیگر غلومی، شوهر شمسی پهلوون، معروف به الهام، سخنگوی دولت گفت: « قضاوت در مورد سی دی مشائی با قوه قضائیه است.» اما مهم ترین اظهار نظر در این مورد توسط الهام صورت گرفت. وی به شکلی عجیب و باورنکردنی گفت: « آقای مشائی پس از متوجه شدن برنامه جلسه را ترک کرده است.» آگاهان در همین راستا، نوار صدایی را که در طول مدت رقص 12 دقیقه ای ضبط شده است، بدست آورده اند. این نوار گفتگویی است میان رحیم مشائی و یکی از دوستان که کنارش نشسته بود و با همدیگر رقص را نگاه می کردند. کارشناسان با گوش کردن این نوار فهمیدند که رحیم مشائی بینوا در تمام مدت رقص متوجه نشده بود که خانم مذکور در حال رقص است. بدینوسیله نوار مکالمه فوق الذکر که دقیقا پیاده شده است، منتشر می شود.

نمی دونه کجا بریزه، همین جا، همین جا
داستان فیلم مربوط به مراسم رقص در حضور مشائی، مدیر میراث فرهنگی و معاون رئیس جمهور ماجرایی پیدا کرده است. مملکت عجیبی داریم. در حالی که کلی از امت شهیدپرور پیشنهاد می کردند که بخاطر مرگ صدام سه روز جشن اعلام کنیم، مجلس و برخی از منتقدان دولت درخواست برکناری معاون رئیس جمهور را کردند. چون رحیم مشائی در یک نمایشگاه در ترکیه در مخلی نشسته بود که یک خانم خوشگل داشت می رقصید. من فکر می کنم این اقدام یکی از متمدنانه ترین اقدامات رحیم مشائی و دولت احمدی نژاد بود. فکرش را بکنید، اگر مشائی در هنگام رقص این خانم محترم و هنرمند از جایش بلند می شد و مثل حزب اللهی ها به او حمله می کرد و فریاد می زد « ای زن به تو از فاطمه اینگونه پیام است، ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است.» و از آن نمایشگاه بیرون می آمد، چه آبروریزی می شد. من که طرفدار این آدم و این اقدامش بوده و همچنین خواستار اجرای یک مراسم رقص بندری بانوان در جلسه هیات دولت هستم. فکر می کنم اگر هر هفته یک بار یک گروه از بانوان رقاصه عزیز هر هفته جلوی اعضای هیات دولت رقص بندری یا رقص شکم عربی بکنند، هیات دولت کلی رفتارش درست می شود و احتمالا بسیاری از نقطه ضعف هایش اصلاح می شود.

خوشگلا باید برقصن، خوشگلا باید برقصن
در پی کشف یک فیلم از رقص یک بانوی محترم در ترکیه در حضور آقای رحیم مشائی معاون رئیس جمهور، مملکت اسلام به هم ریخته و کلیه مسلمین در حالی که می جهنمیدند، برای جلوگیری از حضور هرگونه رقاص در محضر هرگونه وزیر دست به اقدامات انقلابی زدند. نکته مهم اینکه این فیلم مربوط به یک سال پیش بود و در این یک سال چون فیلم مذکور کشف نشده بود، اسلام به خطر نیفتاده بود، اما به محض کشف فیلم مربوطه اسلام شدیدا به خطر افتاد. یک منبع دولتی اعلام کرد که: « فیلم مونتاژ شده است و انتشار آن پس از 15 ماه از یک فتنه حکایت می کند.» اما سعید ابوطالب، نماینده مجلس که سابقه فیلمسازی دارد، با غیرت تمام « هرگونه شبهه مونتاژ در این فیلم را رد کرد.» عماد افروغ نیز توپ را بعد از 15 ماه پرت کرد توی زمین احمدی نژاد و گفت: « منتظر واکنش رئیس جمهور درباره مشائی هستیم.» البته به نظر می رسد که مشائی آدم باحالی است و نسبت به سایر وزرای مملکت قابل تحمل تر است. چون ایشان یک سال قبل در مصاحبه با یک خبرنگار ترک گفته بود: « استفاده از روسری در ایران اجباری نیست... ایرانیان در ترکیه  هم بی حجاب باشند و هم با مایو بگردند.» آگاهان از آقای مشائی بخاطر این مواضع منطقی شان تشکر کرده و اعلام کردند که اتفاقا ایرانیان هم به همین دلیل همین کارها را می کنند. اما عماد افروغ گفت: « حضور معاون احمدی نژاد در مراسم رقص زنان در ترکیه وهن جمهوری اسلامی است.»  در همین راستا سجادپور، معاون مشائی واقعیت بسیار مهمی را که هیچ کس تا به حال به آن پی نبرده بود، اعلام کرده و گفت: « ما که نمی توانستیم بخاطر رقص نمایشگاه را ترک کنیم.» رحیم مشائی هم در حالی که سرش را پائین انداخته و همان دو دقیقه تماشای رقص بعد از 15 ماه کوفتش شده بود، گفت: « اجرای رقص در میان برنامه ناگهانی بود.... و پس از آن مجلس را ترک کردم.» آگاهان به ایشان توضیح دادند که هیچ لزومی نداشت که بعد از رقص از مراسم خارج شوند، چون دیگر مشکلی نبود، می توانستند همانجا باشند و عکس بدون رقص هم بگیرند.

رحیم! یه بویی می آد، نکنه داره می رقصه؟
متن نوار گفتگو میان رحیم مشائی و محمد( یکی از دوستانش) در حال تماشای رقص
زمان و مکان واقعه: ترکیه، 15 ماه قبل
.... صدای کف زدن حضار می آید. بتدریج صدای موسیقی بالا می گیرد...
رحیم مشائی: ممد؟ یه صدایی می آد.
محمد: فکر کنم ترانه است.
رحیم: ترانه اش اسلامیه؟
محمد: فکر کنم، اگر اسلامی نبود می ریم بیرون.
رحیم: تو می گی این آقاهه چی کار می کنه؟
محمد: این که آقا نیست، خانومه، موهاش رو نمی بینی.
رحیم: پس چرا من چشمم خوب نمی بینه، فکر کردم آقاست. داره چی کار می کنه اون وسط؟
محمد: نمی دونم، فکر کنم داره می آد برامون قهوه ترک بیاره.
رحیم: فکر نکنم قهوه بیاره، چون توی دستهاش هیچی نیست.
محمد: شاید اومده برامون یک پیامی چیزی بیاره.
رحیم: نه، فکر نکنم، نگاش کن، چرا دست هاش رو بالا برده؟
محمد: ممکنه ژیمناستیک باشه، من شنیدم زنها هم ژیمناستیک می کنن.
رحیم: ولی فکر نکنم ژیمناستیک باشه، چون لباس ژیمناستیک نازکه.
محمد: من می گم نکنه اسکی روی یخ باشه.
رحیم: اسکی روی یخ نیست، وگرنه سردمون می شد.
محمد: من می گم ممکنه پرتاب دیسک باشه، چون دست هاش رو داره می چرخونه.
رحیم: آخه ممد، این چه حرفی یه می زنی! اگه پرتاب دیسک بود یه بشقاب دستش بود.
محمد: چرا اینقدر لباس تحریک کننده پوشیده؟ این که اسلامی نیست.
رحیم: ممد! نگاش کن، داره پاهاش رو می بره بالا، این چیه؟ نکنه...
محمد: من می گم شاید داره رژه می ره...
رحیم: رژه که این جوری نیست، ببین داره خودش رو چه جوری تکون می ده.
محمد: رحیم! دیگه نگاهش نکن، مسوولیت داره، شاید تئاتر باشه، اگه تئاتر باشه خیلی ناجور می شه.
رحیم: نه، تئاتر نیست، چون اگر تئاتر بود لااقل زنیکه دو کلمه حرف می زد.
محمد: ببین داره همه جاش رو تکون می ده، نکنه داره قر می ده.
رحیم: نه، قر نمی ده، من خودم قر دیدم، این جوری نیست.
محمد: رحیم! بیا بریم بیرون، سه می شه، بیرون مون می کنن.
رحیم: نه ممد، زشته، اینجا کنفرانس اسلامیه، کسی جرات نمی کنه چیزی بگه.
محمد: ولی من فکر کنم این زنه داره موسیقی می زنه....
رحیم: موسیقی می زنه؟ با چی؟ نه ممد، موسیقی اینجوری نیست.
محمد: حاجی! تو هم واردی ها، اگه موسیقی نیست، پس چرا من یه جوری شدم؟
رحیم: ممد! ببین خانومه داره دامن شو می زنه با پاش بالا، نکنه؟
محمد: نکنه چی حاجی؟ جون من بگو چی شده؟
رحیم: می گم شاید این زنه، بار یا کاباره باشه، تو چی می گی؟
محمد: نه بابا، کاباره که چراغاش خاموشه، تازه، توی نمایشگاه که کاباره نمی آرن.
رحیم: ممد! تو می گی واسه چی این زنه ده دقیقه است که داره همینجوری تکون می خوره؟
محمد: حاجی! یه چیزی بگم ناراحت نمی شی؟
رحیم: نه، بگو...
محمد: جون حاجی قسم بخور...
رحیم: به ولای علی ناراحت نمی شم.
محمد: من می گم ممکنه رقص باشه، چون همه جاش تکون می خوره.
رحیم: راست می گی. بزن بریم.
و بدین سان بود که آنان پس از 12 دقیقه فهمیدند که دارند به رقص نگاه می کنند. و بلافاصله پس از پایان رقص کف زدند و بعد از اینکه همه از سالن بیرون آمدند، بلافاصله از سالن خارج شدند.

جنگ جنگ تا پیروزی
همه دارند به جان هم می افتند، یکی این وسط حواسش باشد. از یک طرف فلسطینی ها در سوگ صدام به خیابان آمدند و در حالی که عکس صدام و عرفات را در دست داشتند، به دادن شعار علیه دولت عراق و آمریکا پرداختند. احمدی نژاد هم قرار است به خالد مشعل زنگ بزند و به او بگوید اگر یک بار دیگر به نفع صدام شعار دادید، باید پول ما را پس بدهید. از طرف دیگر لشگر جهنگوی پاکستان اعلام کرد که قصد حمله به رهبران و علمای شیعه و اماکن مقدس شیعیان را در پاکستان دارد. طالبان هم وعده داد که امسال حملات انتحاری و چریکی اش را به نیروهای خارجی افزایش می دهد. وسط این بازار شلوغ قذافی دیوانه هم از دهانش در رفت و گفت که یهودی ها و مسیحیان هم حق دارند به مکه بروند و طواف کنند. شورای عالی امور اسلامی مصر هم به حول و قوه الهی قذافی را تا اطلاع ثانوی تکفیر کرد. فعلا دارند دعوای شیعه و سنی و عرب و فارس را زنده می کنند، احمدی نژاد و حوزه علمیه قم هم شوخی شوخی دارند بنزین می ریزند روی آتش. فعلا روزی پنجاه مسلمان در جنگ با استکبار جهانی توسط همدیگر به قتل می رسند.


نوشته شده توسط الناز و دوستان در

لينك مطلب

وقتی جو داش محمود را می گیرد :

داش محمود در حال حمل بار سنگین مسئولیت !!!

اناالماحمود فی خطابه : من تا پایان ریاست جمهوری فرهنگ عربی و زبان عربی را جایگزین زبان فارسی که مخصوص سوسولاست میکنم

العفو یا شیخ : یقول الشیخ الریزه میزه :

القبل الانقلاب الکبیر ایرانیه الملکتمان الغرب زده ولا بع الانقلاب الایران عرب زده

راستی یک سئوال : در کشور ۷۰ میلیونی چند نفر در ایران عرب زبان هستند و چند نفر ترک زبان .؟ چند استان ترک زبان داریم و چند استان عرب زبان ؟ چرا برای ۳۵ میلیون ترک یک شبکه تلویزیونی مستقل ترکی نداریم تا در استانهای ترک تبار انها برنامه های ماهواره ای کشور ترکیه را ببینند ولی برای یک درصد جمعیت عرب کشور ما چند شبکه مستقل عربی با پول بیت المال راه اندازی شده است . مثل العالم - الکوثر - سحر- اخبار عربی - و ۲۰ درصد کل برنامه هی شبکه های دیگر

 

وای کلاه کاسکتم یادم رفت ؟!

یا : همه شما در فرق سر من جا دارید . میتونید اونجا گردش کنید ... زمین فوتبال احداث کنید

 


نوشته شده توسط الناز و دوستان در

لينك مطلب

درباره وبلاگ

من الناز به همراه دوستانم ژاله - پریسا و زهرا که همگی دانشجو هستیم وبلاگ حاضر را در عصر آزادی بیان بخاطر فیزیک جالب آقای احمدی نژاد و شوخی با ایشون به راه انداختیم و دوست داریم کمی سربه سر شون بذاریم . چیزی که در اکثر کشورهای جهان رایجه . ... البته با اجازه بزرگترا و خود داش محمود ... اگه ناراحت میشید میتونید به سایتهای دیگه مراجعه کنید یا چت کنید ...
لطفاً نظر بدید اگه نظر ندادید الهی که بلاگفا رو سرتون خراب شه !

موضوعات
نویسنده
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati