
چهره جدید محمود جوون

رئیس جمهور فالگیر . بیا فالتو بگیرم

شیک پوشی محمود / شاه در ۴۰ سال پیش بهتر تیپ میزد

شلوار خیس محمود / داداش جیش کرده

محمود در جنگ با اسرائیل غاصب

من دهن خاتمی رو ....

محمود و تبلیغات ژیلت

با منی ؟ داداااااااااااااااااااش

محمود خوشگل می شود

محمود اوس گل می شود

دختر آرمانی محمود

مسکن اسلامی محمود

اژدها وارد می شود

اند قیافه

محمود مخ می زند

کارت دانشجویی محمود

محمود و بودا

نیش باز محمود
نظر بدین
سال ۲۰۰۸ آبستن حوادث عجیب و غریبی است که البته آقای نوستراداموس همه آنها را پیشگویی کرده است:
۱- در سال ۲۰۰۸ امام زمان ظهور خواهد کرد ولی قبل از اینکه جهان را پر از عدل و داد کند بجرم مخالفت با ولایت فقیه بازداشت و روانه اوین میگردد. اتهامات نامبرده تلاش برای براندازی نظام و توهین به مسولین و همچنین غیبت غیر موجه عنوان میگردد.
۲- در سال ۲۰۰۸ برای اولین بار یک خانم خوشگل رئیس جمهور ایالات متحده امریکا خواهد شد. در پی این رویداد بیسابقه٬ احمدی نژاد بلافاصله خواهد گفت: حالا دیگه وقتشه! آخ جون! باید در اسرع وقت با امریکا ارتباط برقرار کنیم. من خودم پیشقدم میشوم.
۳- در سال ۲۰۰۸ خبرهای زیادی از ایران منتشر خواهد شد. در این سال چیزی بهنام انتخابات مجلس برگزار خواهد شد که باز مثل همیشه شورای نگهبان صلاحیت همه را رد میکند و اسامی یک مشت آدم لبو ضفت به لطف امدادهای غیبی از داخل صندوقها بیرون خواهند آمد. هارت و پورت کروبی هم بجایی نخواهد رسید. اصلاحطلبان از رو نخواهند رفت و تصمیم میگیرند برای انتخابات بعدی برنامه ریزی کنند و مردم را به پای صندوقها دعوت کنند.
۴- در سال ۲۰۰۸ شیرمردی از سلاله پاک وبلاگ نویسان ظهور خواهد کرد و در زیر زمین منزلش یک بلاگرولینگ وطنی اختراع خواهد کرد تا بوسیله آن مشگل پینگ کردن بلاگنویسان فارسی برای همیشه تاریخ مرتفع گردد.
۵- در تابستان سال ۲۰۰۸ دوباره مبارزه با بدحجابی شدت خواهد گرفت. در تابستان پوشیدن پوتین آزاد میشود ولی پوشیدن دمپایی لاانگشتی از مصادیق تبرج است و با آن برخورد میشود. همچنین اینبار نیروی انتظامی به هرچیز قلمبهای گیر خواهد داد. خدا به داد خانمهای تپل برسد!
طنز زیر از ابراهیم نبوی :
با توجه به اینکه یکی از اهم کارهایی که ما باید بزودی انجام بدهیم همانا مبارزه با حکومت ایران می باشد، لذا برخی روش های ساده که از طریق آنها می توان به هدف رسید را در موارد زیر اعلام می کنیم.
روش تلویزیونی: یکی از راههای مهم سرنگونی نظام جمهوری اسلامی کمک مالی 23 میلیون دلاری آمریکا به تلویزیون های ایرانی لس آنجلسی است. آمریکا باید این 23 میلیون دلار را بین این 23 شبکه تقسیم کند( هر شبکه یک میلیون دلار) و از آنان خواهش کند که شبکه شان را تعطیل کنند. با تعطیل شدن این شبکه های تلویزیونی یک مشکل اصلی مردم ایران حل می شود. چون در حال حاضر مردم ایران فکر می کنند اگر قرار است ما حکومت را عوض کنیم که این افراد به جای این حکومت بیایند عمرا اگر این کار را بکنیم. لذا وقتی این شبکه ها تعطیل شود، مردم بعد از چند ماه یادشان می رود که اپوزیسیون چه شکلی است و احساس امیدواری می کنند و در نتیجه با حکومت مبارزه می کنند و حکومت سرنگون می شود.
روش سوسولها و خشن ها: ما تعدادی بچه سوسول نازنین شیک و تمیز داریم که در میان اپوزیسیون برانداز تلویزیون دارند و هسته عملیاتی تشکیل می دهند و تیم نظامی دارند و مردم را به مبارزه خشن دعوت می کنند، تعدادی هم چهره خشن و عبوس داریم مثل تاج زاده و بهزاد نبوی که با قیافه خشن مردم را به رفتار آرام دعوت می کنند. در نتیجه مردم چون به چشم شان بیشتر اعتماد دارند و چیزهایی که می بینند تا به گوششان و چیزهایی که می شنوند، لذا نه حرف اینها را باور می کنند و نه حرف آنها را. یکی از روشهای براندازی نظام این است که از بودجه 23 میلیون دلاری آمریکا یک گروه آرایشگر و گریمور آشنا با سیاست ایران استخدام شوند که کار اینها تبدیل چهره های سوسولی که حرف های خشن می زنند به مردان خشن و تبدیل چهره های خشنی که حرف های آرام می زنند به آدم های شیک و پیک باشد. در این حالت مردم از این حالت سرگردانی و گیجی در می آیند و همین که مردم ایران از حالت گیجی و سرگردانی دربیایند خودبخود حکومت سرنگون می شود.
روش آموزش زبان فارسی: یکی از مهم ترین راههای براندازی نظام این است که زبان فارسی به شکل درست آن آموزش داده شود. چون حکومت جمهوری اسلامی به زبانی حرف می زند که ملت نمی فهمند که حرف حسابش چیست، ملت هم به هر زبانی که با این حکومت حرف می زنند آنها کار خودشان را می کنند، اپوزیسیون خارج از کشور هم سال به سال فارسی یادش می رود و در تلویزیون های فارسی زبان مجری ها یا چاله میدانی مدل 1340 حرف می زنند یا با لهجه بیبز لس آنجلسی( قرار است اهورا پیروز یزدی بشود رئیس فرهنگستان زبان فارسی در مهاجرت)، به همین دلیل اپوزیسیون جوری حرف می زند که مردم برای فهمیدن زبان آنها احتیاج به گذراندن دوره آموزش زبانهای باستانی ایران دارند، از طرفی مردم ایران هم وقتی با مهاجرین خارج از کشور حرف می زنند، آنها پنجاه درصد واژه ها را که معانی شان عوض شده و واژه هایی که در این بیست سال تولید شده را نمی فهمند. بخش مهمی از اختلاف نظر در سیاست ایران در مورد موضوع بحث نیست، بلکه در مورد فهم زبان فارسی است، لذا پیشنهاد می شود از همان محل 23 میلیون دلار بودجه آمریکایی یک تلویزیون فارسی دائر شود تا زبان فارسی به رهبران سیاسی کشور آموخته شود. مطمئنا به محض اینکه همگان فارسی معمول را یاد گرفتند این حکومت نیز سرنگون خواهد شد.
با تشکر از آقای نبوی
سئوالات کنکوری هفته بسیج :
سووال اول: با توجه به اینکه امام جمعه شیراز گفته است: « بسیجی به معنای انسانی است که انرژی متراکم او آزاد شده باشد.» در اصطلاح عمومی به کسی که انرژی متراکم خود را آزاد کرده باشد، چه می گویند؟
1) بی تربیت؟
2) برو بیرون، کثافت!؟
3) خجالت بکش، تو دیگه بزرگ شدی!؟
4) علی می گه ...... زووووووو؟
سووال دوم: با توجه به اینکه امام جمعه شیراز گفته است: « بسیجی به معنای انسانی است که انرژی متراکم او آزاد شده باشد.» پس از اینکه یک بسیجی انرژی متراکم خود را آزاد کرد، چه اتفاقی می افتد؟
1) رایحه خوش خدمت به مشام می رسد؟
2) همه فرار می کنند و از کنار او دور می شوند؟
3) بوی رئیس جمهور می آید؟
4) همه دنبال مسوول این واقعه می گردند، ولی چون بسیجی است، چیزی به او نمی گویند؟
سووال سوم: با توجه به اینکه امام جمعه شیراز گفته است: « بسیجی به معنای انسانی است که انرژی متراکم او آزاد شده باشد.» معمولا چه اتفاقی می افتد که بسیجی انرژی متراکم خودش را آزاد می کند؟
1) بسیجی دچار احساس « فشار از پائین می شود» و برای چانه زنی در بالا انرژی متراکم خود را آزاد می کند؟
2) میزان تورم از حد معمول بالاتر می رود، به همین دلیل بسیجی برای کنترل وضغیت انرژی متراکم خود را آزاد می کند؟
3) شهر شلوغ می شود و چون هیچ نظارتی بر تولید و انباشت انرژی وجود ندارد، بسیجی در جریان شلوغی انرژی خود را آزاد می کند؟
4) اصولا وقتی تراکم بالا برود این چیزها طبیعی است؟
کی می گه جنگ؟ دشمن!
هشت ماه قبل
روزنامه نگاران گفتند: « هشدار می دهیم! کشور در شرایط خطر است.»
سخنگوی دولت: روزنامه های وابسته به بیگانگان مردم را نترسانند.
رئیس جمهور: خطر؟ خطری وجود ندارد، جنگ؟ جنگ آمریکا و عراق؟
یک روز بعد: روزنامه معروف به دلیل چاپ کاریکاتوری در مورد عارف توقیف شد.
هفت ماه قبل
دبیرکل حزب پبرمردهای خندان گفت: « هشدار می دهیم! خطر جنگ جدی است.»
سخنگوی دولت: کشور در خطر نیست، این شمائید که در خطر هستید.
رئیس جمهور: یک عده ترسو نشسته اند و مردم را می ترسند، کی می ترسه؟ دشمن!
یک روز بعد: دبیرکل حزب پیرمردهای خندان به دلیل تصادف رانندگی ممنوع الخروج شد.
شش ماه قبل
اصلاح طلبان تندرو گفتند: « آژیر ها را بکشیم، خطر جنگ جدی است.»
سخنگوی دولت: آمریکا جرات ندارد به ما حمله کند.
رئیس جمهور: خطر چی؟ جنگ؟ آمریکا از صد کیلومتری ما فرار می کند.
یک روز بعد: دادگاه سه اصلاح طلب تندرو را به دلیل عدم رعایت حجاب احضار کرد.
پنج ماه قبل
اصلاح طلبان میانه رو گفتند: « از نیم ساعت قبل خطر جنگ جدی شد.»
سخنگوی دولت: آمریکائی ها تا سه روز دیگر منطقه را ترک می کنند، قول می دهیم.
رئیس جمهور: در آمریکا یک بچه دو ساله به من می گفت، محمود محمود، جنگ نمی شه.
یک روز بعد: شورای نگهبان اعلام کرد اصلاح طلبان میانه روی مجلس ششم تائید صلاحیت نمی شوند.
چهار ماه قبل
سخنگوی دولت سابق گفت: « هر دو جناح برای جبهه نجات از جنگ متحد شوند.»
سخنگوی دولت: چیزی به خطر نیفتاده که می خواهند نجات بدهند، جنگ غیرممکن است.
رئیس جمهور: همین اروپا و آمریکا ایستادند توی صف که ما با آنها حرف بزنیم، ولی کی حرف می زنه؟ دشمن!
یک روز بعد: دادگاه مفاسد اقتصادی سخنگوی سابق دولت را به دلیل واردات سه کیلو موز احضار کرد.
سه ماه قبل
رئیس جمهور سابق گفت: « ما در وضعیت خطرناکی هستیم، جنگ محتمل است.»
سخنگوی دولت: شاید آنها خودشان را در معرض خطر جنگ می بینند.
رئیس جمهور: کسانی که در پاریس ها و رم ها کوتاه آمدند محاکمه ها خواهند شد.
یک روز بعد: همسر سخنگوی دولت از دادگاه خواست تا رئیس جمهور سابق را خلع لباس کند.
دو ماه قبل
رئیس جمهور اسبق گفت: « خطر جدی است، خیلی هم جدی است.»
سخنگوی دولت: کسانی که اسرار ما را به دشمن گفتند، حالا از خطر جنگ حرف می زنند.
رئیس جمهور: جاسوسان را محاکمه می کنیم، نگذارید بگویم در آنجا چه کردید؟
یک روز بعد: یک نفر موسویان دستگیر و تا حدی بازجویی شد.
یک ماه قبل
دبیر شورای امنیت ملی گفت: « بنا بر اطلاعاتی که دارم، در شرایط مهمی هستیم.»
سخنگوی دولت: هیچ شرایط مهمی وجود ندارد، آفتاب می تابد، باران می بارد.
رئیس جمهور: اگر جرات ندارید بروید کنار و مردم را نترسانید، جنگ؟ کدام جنگ؟
یک روز بعد: دبیر شورای امنیت ملی خود بخود استعفا شد.
یک هفته بعد
سخنگوی دولت گفت:« ما در این مدت سعی کردیم به مردم درباره خطر جنگ هشدار بدهیم.»
رئیس جمهور: کسانی حتی در دفتر ما هم نفوذ کرده بودند و به آنها چیزهایی الهام می شد.
یک روز بعد: سخنگوی دولت در یک دعوای خانوادگی به دیوار خورده و دچار فراموشی شدید شد.
دو ماه بعد
رئیس جمهور گفت: « از همان اول ما می گفتیم اینها می خواهند جنگ کنند، اما عناصر دشمن و مفسدین اقتصادی در مطبوعات مساله دار نگذاشتند حرف رئیس جمهور به گوش ملت برسد.»
پسر رئیس جمهور گفت: بابام رفته بیرون، هنوز برنگشته، ولی می آد.
یک روز بعد:..... بقیه داستان در صفحه بعد....
مولانا محمود پرس
پرفسور مولانا مدتی پیش گفت: « احمدی نژاد به تنهایی یک رسانه است. » دلایل این مولانا که همیشه ذهن اش گرفتار یک شمس قدرتمند است، چنین به نظر می رسد:
1) رسانه دروغ می گوید، احمدی نژاد هم دروغ می گوید.
2) رسانه حقایق را به نفع خودش تغییر می دهد، احمدی نژاد هم همین کار را می کند.
3) رسانه ها مردم را هر روز با چیزی سرگرم می کنند، احمدی نژاد هم همین کار را می کند.
4) رسانه ها فکر می کنند مردم باورشان می کنند، احمدی نژاد هم همین اشتباه را می کند.
5) رسانه ها را صاحبان آن اداره می کنند، احمدی نژاد را هم صاحبان اش سعی می کنند اداره کنند.
6) رسانه ها سعی می کنند همه چیز را آنطوری که دوست دارند نشان بدهند، احمدی نژاد هم همین طور.
7) رسانه ها گاهی اشتباه هم می کنند، اما احمدی نژاد گاهی اشتباه نمی کند.
8) رسانه ها روی افکار عمومی کار می کنند، احمدی نژاد هم فکر می کند همین کار را می کند.
9) رسانه ها چیزی را می گویند که فکر می کنند مردم دوست دارند بشنوند، احمدی نژاد هم فکر می کند دارد چیزی را می گوید که مردم دوست دارند آن را بشنوند.
10) رسانه ها برای اکثریت مردم حرف می زنند، احمدی نژاد اسم کسانی را که برای شان حرف می زند می گذارد اکثریت مردم.
انتخابات آمریکا، انتخابات ایران
وزارت کشور: « نمایندگان احزاب حق نظارت بر صندوق ها را ندارند.»
احمدی نژاد: « نمایندگان ما بر انتخابات آمریکا نظارت کنند.»
نتیجه گیری اخلاقی: رئیس جمهور ایران، نماینده مردم آمریکاست، اما احزاب ایرانی نماینده خودشان نیستند.
نتیجه گیری دموکراتیک: انتخابات آمریکا باید دموکراتیک باشد، اما انتخابات ایران لازم نیست دموکراتیک باشد.
توان دفاعی، توان علمی
رئیس حفاظت اطلاعات وزارت دفاع: « ایران از نظر توان علمی و دفاعی جزو پنج کشور مطرح جهان است.»
خبر اول: دانشگاه تهران، برترین دانشگاه کشور، رتبه 539 را در دانشگاههای جهان کسب کرد.
خبر دوم: جنگنده اف چهارنیروی هوایی به دلیل نقص فنی در دریای عمان سقوط کرد و دو نفر سرنشین آن کشته شدند. در سه سال گذشته این پنجمین سقوط هواپیماهای نظامی است.
نتیجه گیری علمی: حقایق علمی نیاز به دلیل ندارد.
نتیجه گیری نظامی: سقوط هواپیما ربطی به برتری نظامی ندارد، چون ما می گوئیم.
نتیجه گیری روانی: آدم باید همیشه اعتماد به نفس داشته باشد، حتی در هنگام سقوط.
غنی سازی هسته ای، ملی شدن نفت
احمدی نژاد: « گزارش البرادعی، صدها برابر ملی شدن نفت است.»
حسین شریعتمداری: « البرادعی حق ندارد در فضای حقوقی بر احتمالات تکیه کند.»
پیش بینی آینده: احمدی نژاد می داند دو سال دیگر همه حرف هایش را فراموش می کنند، شریعتمداری حدس می زند که تا سالها بعد باید پاسخگوی نظراتش باشد.
نتیجه گیری ریاضی: احمدی نژاد فکر می کند ملی شدن نفت هیچ ارزشی نداشت، به همین دلیل معتقد است گزارش البرادعی صد برابر آن ارزش دارد.
متوقف شد، متوقف نشد
داوود احمدی نژاد: دولت نهم تهاجم فرهنگی را متوقف کرد....
وزیر کشور: با انقلاب های ژیگولی نمی توان ملت ایران را استحاله کرد...
نتیجه گیری اخلاقی: یک برادر خوب مطمئن است که برادرش بهترین کار را می کند، اما یک وزیر بد امیدوار است که رئیس اش موفق شود.
داوود شون، محمود شون
محمود احمدی نژاد با تلویزیون هلندی: « در ایران آزادی کامل و مطلق وجود دارد.»
داوود احمدی نژاد با رسانه ایرانی: « هرکس برخلاف عمل کند، برخورد شدید می کنیم.»
نتیجه گیری اخلاقی: آدم می تواند در خارج آزادی کامل و مطلق بدهد، اما برادرش موظف است در داخل برخورد شدید کند.
نمایشنامه تک پرده ای بدون زیر نویس
الف نون وارد اتاق کارش می شود، غلامحسین پیشکار و سخنگوی او پشت سرش وارد می شود. الف نون عصبانی است، روی نقشه ای که به دیوار است، با خشم نگاهی می کند و از جیبش ماژیک مشکی در می آورد و اسرائیل را از روی نقشه خط می زند. الهام بسرعت به اتاق بغلی می رود و چند نقشه دیگر را می آورد، یکی از آنها را روی نقشه قبلی می چسباند، روی نقشه فعلی اسرائیل حذف شده و نام فلسطین به جای آن با خط کج و کوله ای نوشته شده است.
غلامحسین: هفته قبل من و فاطی سه شب بیدار بودیم، فاطی نذر کرده بود و باید اسم اسرائیل رو از روی ده تا نقشه جهان محو می کرد و اسم فلسطین رو می نوشت. نقشه ها رو خوابوند توی وایتکس. قشنگ شده؟ نه؟
بازیگراول: الف نون در نقش خودش و ایران
بازیگر دوم: ب الف در نقش سوریه و بشار اشد
غلامحسین، تلفنچی و کامران، در نقش وسایل صحنه
الف نون: آره، ولی ما باید همین الآن جلوی اسرائیل رو بگیریم. الآن به بشار زنگ می زنم و بهش می گم که نباید بره آناپولیس. البته مطمئنم که اون نمی ره. دیشب خواب دیدم.
غلامحسین: می خوای بگم مترجم بیاد؟
الف نون: نه، نمی خوام کسی بو ببره، همه اینها خائن هستند، همه شون جاسوس هستند، مگه ندیدی پیام ما رو برای سارکوزی همه جا پخش کردن و آبروی ما رو بردن، خودم باهاش به انگلیسی و عربی حرف می زنم. اون دیکشنری رو بیار....
غلامحسین دیکشنری آریانپور را می آورد، محمود شماره بشار اسد را می گیرد.
الف نون: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته....
ب الف: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته....
الف نون: الاخوی البشار الاسد؟
ب الف: هو آر یو؟
الف نون: هلو مستر، آی ام احمدی نژاد، ویت مستر بشار اسد، مای برادر، تلفن...
ب الف: هو آر یو؟ دیس ایز د پرزیدنتز آفیس... هو آر یو؟
الف نون: آی ام محمود، فرام ایران، احمدی نجاد؟ مای پیکچر این پرس اند تلویزیون... احمدی نجاد.... آی ام پرزیدنت آو ایران. یس؟
ب الف: ایز در انی اینترپرتر در؟
الف نون: نو نو، آی ام احمدی نژاد، خودش، می، یورسلف.... نو( جلوی گوشی را می گیرد، به غلامحسین) ببین خودم چی می شه؟ زود باش؟
ب الف: ویت ا مینیت پلیز!( بعد از چند لحظه یک نفر با لهجه غلیظ عربی) شما از ایرانی هستی؟
الف نون: یس، آف کورس،( به غلامحسین) نمی خواد، این انگلیسی اش خوبه....
ب الف: بفرمائید فارسی حرف بزنید، در خدمتگزاری شما مشرف هستیم...
الف نون: آی ام پرزیدنت احمدی نژاد، پرزیدنت اسلامیک رپابلیک آف ایران، آی ام برادر آو مستر بشار اسد....
ب الف: ببخشید، شما می گی آقای دکتور احمدی نجاد هستی، رئیس جمهور ایران؟ راست می گی برای خودت؟
الف نون: یس، آی ام، آی وانت تو اسپیک ویت مستر بشار اسد.... ایت ایز( فکری می کند) تاپ سکرت... محرمانه، المحرمانه....
ب الف: منظورش این هست که شما رئیس جمهورت هستی از ایران، آقای احمدی نجاد، که می خواد با پرزیدنت سید الرئیس بشار اسد صحبت می کنی؟
الف نون: یس، خدا خیرت بده، ایت ایز آل رایت، یو آر انگلیش وری گود، آی لاو یو....
ب الف: چند دقیقه صبر کن، ببخشید....
( احمدی نژاد نگاهی به الهام می کند که دارد وسط چهار جلد دیکشنری غلت می خورد)
ب نون: السلام علیکم، من برای شما ترجمه می کنم، آقای پرزیدنت، السید الرئیس پشت اون خط هست، اگر شما هم مترجم برای خودش داری، اون هم می آد به یک خط دیگر....
الف نون: نو، ایت ایز نات نسسری، بی کاز تاپ سکرت، نو صهیونیسم نو امپریالیسم....
ب الف: های! هاو آر یو محمود؟ دیس ایز بشار، ای دیدنت نو یو اسپیک انگلیش سو پرفکت...
الف نون: اوه! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته، یس، آی کن اسپیک عربی بات نو انگلیش بتر، بی کاز آی ام تلفن یو فور آناپولیس، آر یو این کارنت؟
ب الف: وات دو یو مین؟ آی ام این کارنت؟ وات ایز د کارنت؟
الف نون: کارنت....( فکری می کند)، الجریان، جریان....
مترجم: منظورش چیه آقای احمدی نژاد؟
الف نون: می خوام بهش بگم در جریان آناپولیس هستی؟ دیر بشار! آر یو این کارنت آناپولیس؟
مترجم به بشار اسد: سید الرئیس! هی سد آر یو این کارنت اباوت آناپلیس؟
ب الف: یس، محمود! وات اباوت دیس کانفرنس... آر یو اگری ویت می؟
الف نون: اسپیک.... نو نو، لیسن، بشار! لیسن تو می ، اولا، پلیز یور مترجم گو اوت دیس تلفن، تاپ سکرت، دیس ایز د فرست....
ب الف: دیر محمود! وای؟ وی نید تو اینترپرتر، آی تراست این هیم، دت ایز نو پرابلم....
الف نون: نو پرابلم فور یو، یس پرابلم فور می، بی کاز تاپ سکرت، پلیز گیو می یور ایر تو می. دونت پلی ویت سویل، وی دونت نید تو مترجم، ای دونت نو، صهیونیسم ایز دنجراس، اسپای ایز وری مچ...
ب الف: اوکی، آی تل هیم تو گو، مستر کامران، یو کن گو، پلیز!( صدای گذاشتن گوشی مترجم می آید.) تیک ایت ایزی محمود! دونت ووری.
الف نون: ایت ایز اوکی، تنک یو وری ماچ! وات ایز یور ایده اباوت کنفرانس آناپولیس، صهیونیسم ایز دنجراس، وری دنجراس.
ب الف: یس، آف کورس، ا فیو دیز اگو یو تولد، یو میک ان افورت فور ان اینترنشنال پیس. دت ایز رایت؟
الف نون:( به غلامحسین) تند حرف می زنه، نمی فهمم.( به بشار) وی ماست ترای فور پیس، بات نو امپریالیسم، نو صهیونیسم، یس اسلام، دو یو اندراستاند؟
ب الف: اوکی! آی ترای تو اندرستاند وات یو سی، یو تولد اباوت ان اینترنشنال پیس، اند آی وانت ترای فورمای کانتری...
الف نون: دیر بشار، لیسن، یورکانتری ایز مای کانتری، مای کانتری ایزیور کانتری، بات در ایز هاف بول آندر بول. ایت ایز شارلاتان پلی آو امپریالیسم اند صهیونیسم...
ب الف: آی دونت اندرستاند اباوت هاف بول اند بول، هو یو ان اینترپرتر دت یو تراست این هیم؟
الف نون: نو، ایت ایز نات اوکی! نو، دی وانت تو دورز پلی ویت یو. دو یو اندراستاند؟ وات ایز یور پروگرام فور آناپولیس؟
ب الف: وی وانت تو اتند تو ا کنفرانس. وی آر گوینک تو آناپولیس.
الف نون: نو، پلیز دونت گو. ایت ایز نات اسلامیک.
ب الف: آی وانت تو ترای اباوت ان اینترنشنال پیس.
الف نون: یس، ایت ایز ایسلامیک اند سوپریم لیدر سد اوکی. رهبر معظم، یس؟ تقبل؟
ب الف: قبلت. اند، هو یو ا مسیج فور بوش اند دی آدر لیدرز این کانفرنس؟
الف نون: یس، وی هو کنتاکت ویت صهیونیسم، وی هو کنتاکت ویت امپریالیسم، وی هو کنتاکت ویت استکبار العالمی.
ب الف: ریلی؟ هو یو کنتاکت ویت صهیونیسم؟
الف نون: یس، آنتیل فینال اپیرنس، مستر کام.
ب الف: سیریوس؟ ویل مستر اتند تو کانفرنس؟
الف نون: نو، مستر کام تو دیس ورلد....
ب الف: اوه، کانگراجولیشن، یور مستر کام تو ورلد؟ آر یو شور یور بیبی ایز بوی؟
الف نون: تنک یو، می کانگراجولیشن تو یو، بات ایت ایز نات بوی. ایت ایز یانگ پی پل.
ب الف: اند یو تولد مستر اتند تو آناپولیس؟
الف نون: نو، اتند تو ورلد، اند اتند تو اوری پلیس...
ب الف: ... اند افتر، هی اتند تو آناپولیس....
( تلفن قطع می شود)
دو دقیقه بعد، احمدی نژاد به غلامحسین: عجب آدم احمقی یه، بهش می گم ما کنتاکت داریم با صهیونیسم و می خواهیم باهاش برخورد کنیم و آقا ظهور می کنه و ترتیب صهیونیسم رو می ده، مرتیکه نمی فهمه، به من تولد بچه رو تبریک می گه....
یک ساعت بعد، بشار اسد در جلسه با معاونش: احمدی نژاد زنگ زد، یک پیغام تلفنی داشت که نمی خواست حتی مترجم هم نفهمه، گفت ایرانی ها با اسرائیل و امپریالیسم رابطه دارند، می گفت ما خیلی وقته با اسرائیل کنتاکت داریم، و گفت رهبر خودش در آناپولیس شرکت می کنه، آدم نمی فهمه ایرانی ها چی می گن، یک روز می گن نابود می کنیم، یک روز می گن کنتاکت داریم، من که دارم می رم.
آرامش قبل از توفان چی؟
ما تا حالا فکر می کردیم آمریکا می خواهد به ما حمله کند، بیخودی داشتیم از خانم شیرین عبادی حمایت می کردیم که با تشکیل « شورای ملی صلح» می خواهد جلوی جنگ و حمله نظامی آمریکا را بگیرد، نگو اشتباه می کردیم، من فکر می کنم قرار است ایران به آمریکا حمله کند و بزنیم پدر آمریکایی ها را در بیاوریم و لوله شان کنیم و سوسک و چیزهای دیگر، سردار جعفری خطاب به دشمنان گفت: « بدانید صبر ما آرامش قبل از توفان است.» آگاهان از خانم عبادی خواستند که بیخودی خودشان را داخل ماجرا نکنند، چون به نظر می رسد، اخبار اشتباه به ما رسیده، قرار است ما به آمریکا حمله کنیم. هوراااااااا
سر راست حساب کنی می شود 15 درصد
به خبری که هم اکنون در خبرگزاری فارس تولید شد، توجه کنید. خبرگزاری فارس اعلام کرد که « 55.5 درصد مردم عملکرد مجلس هفتم را موفق تر از مجلس ششم می دانند. » در این راستا موارد زیر قابل توجه است:
اول: مجلس ششم یا در حال تحصن بود، یا در حال تعطیل یا شورای نگهبان مصوباتش را رد می کرد، یعنی اگرچه مجلس خیلی شجاعی بود، ولی فقط برای شهادت خوب بود، کاری از دستش برنمی آمد، البته طبیعی است که هر مجلسی موفق تر از مجلس ششم است... با این وجود
دوم: وقتی خبرگزاری فارس از مردم نظر سنجی می کند، طبیعتا 20 درصدی از مردم از ترس این خبرگزاری نظر واقعی شان را نمی گویند، بنابراین احتمالا 55 درصد غلط است و 35 درصد احتمالا درست تر است.
سوم: وقتی خبرگزاری فارس نظرسنجی را اعلام می کند، طبعا این نظرسنجی یک مشکل اساسی دارد و ده درصدی با واقعیت نفاوت دارد، بنا براین 25 درصد هم نمی تواند واقعی باشد، احتمالا رقم درست 15 درصد بوده است.
چهارم: بطور طبیعی مردم ایران وقتی با رسانه های دولتی گفتگو می کنند، ده درصدی هم نظرشان را عوض می کنند، بنا براین 25 درصد نمی تواند درست باشد، احتمالا 15 درصد به واقعیت نزدیک تر است.
پنجم: بروید خدا را شکر کنید که مطلبم را مجبورم تمام کنم، وگرنه 5 درصد هم درست نیست.